ایران و توسعه منطقه‌ای

ایران و توسعه منطقه‌ای

۱۴۰۵/۰۳/۰۱ 9 بازدید
لینک کپی شد
توسعه ایران اگر فقط از پایتخت دیده شود، بخش بزرگی از واقعیت کشور نادیده می‌ماند. ایران مجموعه‌ای از شهرها، روستاها، استان‌ها، اقلیم‌ها، فرهنگ‌ها، ظرفیت‌ها و بحران‌های متفاوت است. مسئله توسعه در سیستان و بلوچستان با مسئله توسعه در خراسان، گیلان، خوزستان، کردستان، یزد یا تهران یکسان نیست. بنابراین هر سیاست توسعه‌ای که برای همه مناطق نسخه واحد بنویسد، دیر یا زود به ناکارآمدی، نابرابری و نارضایتی منجر می‌شود.
ایران و توسعه منطقه‌ای یعنی فهم این نکته که آینده کشور فقط در کلان‌شهرها ساخته نمی‌شود. شهرهای کوچک، دانشگاه‌های منطقه‌ای، بازارهای محلی، صنایع بومی، کشاورزی، گردشگری، سرمایه اجتماعی، نخبگان محلی و تاریخ فرهنگی هر منطقه می‌توانند بخشی از موتور توسعه باشند. اگر این ظرفیت‌ها دیده نشوند، توسعه به تمرکز منابع در چند شهر بزرگ تبدیل می‌شود و مناطق دیگر به حاشیه رانده می‌شوند.
در تصویری که از اتاق اندیشه‌ورزی، رویداد راه ابریشم و درس‌های کارآفرینی ارائه شده، یک ایده مرکزی وجود دارد: توسعه منطقه‌ای فقط با بودجه دولتی ساخته نمی‌شود؛ با پیوند میان فکر، مردم، دانشگاه، بازار و مدیریت محلی ساخته می‌شود. اتاق اندیشه‌ورزی می‌تواند مغز توسعه محلی باشد؛ جایی برای شناخت مسئله، تولید ایده، گفت‌وگوی نخبگان و تبدیل تجربه محلی به سیاست. رویداد راه ابریشم می‌تواند میدان دیده‌شدن ظرفیت‌ها باشد؛ جایی برای اتصال کارآفرین، دانشجو، صنعتگر، کشاورز، مدیر، سرمایه‌گذار و رسانه. درس‌های کارآفرینی نیز می‌توانند نیروی انسانی منطقه را از انتظار برای استخدام به سمت خلق فرصت سوق دهند.
توسعه منطقه‌ای در ایران بیش از هر چیز به تمرکززدایی هوشمند نیاز دارد. تمرکززدایی به معنای رها کردن مناطق نیست؛ به معنای دادن اختیار، داده، بودجه، مسئولیت و پاسخگویی به سطح محلی است. اگر همه تصمیم‌ها در مرکز گرفته شود، بسیاری از ظرافت‌های محلی از بین می‌رود. یک منطقه ممکن است مشکل اصلی‌اش آب باشد، منطقه دیگر اشتغال صنعتی، منطقه دیگر گردشگری، منطقه دیگر مرز و تجارت، و منطقه دیگر مهاجرت جوانان. سیاست واحد نمی‌تواند به همه این تفاوت‌ها پاسخ دهد.
اما تمرکززدایی بدون نهادسازی محلی خطرناک است. اگر اختیار به سطح محلی منتقل شود اما شفافیت، پاسخگویی، تخصص، مشارکت و نظارت وجود نداشته باشد، ممکن است فقط رانت و ناکارآمدی از مرکز به منطقه منتقل شود. بنابراین توسعه منطقه‌ای نیازمند نهادهای محلی قوی است: شوراهای مؤثر، دانشگاه‌های مسئله‌محور، رسانه‌های محلی حرفه‌ای، تشکل‌های اقتصادی، سازمان‌های مردم‌نهاد، اتاق‌های فکر، نهادهای حمایتی کارآفرینی و سازوکارهای شفاف ارزیابی.
شهرهای کوچک در ایران ظرفیت خاصی برای آزمایش الگوهای توسعه دارند. در شهرهای کوچک، فاصله میان مردم، مدیران، دانشگاه و بازار کمتر است. مسئله‌ها ملموس‌ترند و امکان آزمایش سیاست‌های کوچک وجود دارد. اگر یک مدل موفق در حمل‌ونقل، گردشگری، کارآفرینی، آموزش مهارتی، مدیریت آب یا بازآفرینی شهری در یک شهر کوچک اجرا شود، می‌تواند به الگوی قابل گسترش برای شهرهای مشابه تبدیل شود. به همین دلیل، هر شهر کوچک می‌تواند آزمایشگاه توسعه باشد.
سبزوار نمونه‌ای از چنین امکانی است. شهری با پیشینه تاریخی، ظرفیت دانشگاهی، موقعیت جغرافیایی، سرمایه فرهنگی و ارتباط با مفهوم راه ابریشم، می‌تواند خود را فقط به‌عنوان یک شهر پیرامونی تعریف نکند. اگر اتاق اندیشه‌ورزی سبزوار بتواند مسائل واقعی شهر را شناسایی کند و رویداد راه ابریشم بتواند ظرفیت کارآفرینی و شبکه‌سازی را فعال کند، سبزوار می‌تواند به نمونه‌ای از توسعه محلی مبتنی بر دانش، مشارکت و هویت تبدیل شود.
توسعه منطقه‌ای بدون هویت محلی ناقص است. بسیاری از سیاست‌های توسعه‌ای شکست می‌خورند، چون منطقه را فقط به‌عنوان محل اجرای پروژه می‌بینند، نه به‌عنوان جامعه‌ای با حافظه، فرهنگ، سبک زندگی و معنا. راه ابریشم برای شهری مانند سبزوار فقط یک عنوان تاریخی نیست؛ می‌تواند استعاره‌ای برای بازگشت شهر به مسیر تبادل باشد: تبادل کالا، دانش، فرهنگ، فناوری، سرمایه و تجربه. توسعه وقتی پایدارتر می‌شود که به هویت مردم منطقه تکیه کند.
یکی از محورهای مهم توسعه منطقه‌ای، کارآفرینی است. اقتصاد محلی اگر فقط منتظر استخدام دولتی یا پروژه‌های بزرگ ملی بماند، آسیب‌پذیر می‌شود. کارآفرینی محلی یعنی مردم منطقه بتوانند از ظرفیت‌های خود فرصت بسازند: کشاورزی هوشمند، صنایع غذایی، گردشگری، صنایع خلاق، فناوری اطلاعات، خدمات آموزشی، انرژی‌های تجدیدپذیر، کسب‌وکارهای کوچک، صنایع دستی، معدن‌کاری هوشمند یا خدمات سلامت. اما کارآفرینی نیازمند آموزش، سرمایه، بازار، مشاوره، زیرساخت و اعتماد است.
درس‌های کارآفرینی باید از شعار فاصله بگیرند. کارآفرینی فقط تشویق جوانان به «ایده داشتن» نیست. بسیاری از جوانان ایده دارند، اما مسیر تبدیل ایده به کسب‌وکار را نمی‌شناسند. نمی‌دانند چگونه بازار را تحلیل کنند، محصول بسازند، تیم تشکیل دهند، سرمایه جذب کنند، مجوز بگیرند، شکست را مدیریت کنند و رشد کنند. بنابراین رویدادهای کارآفرینی باید به شبکه‌های پشتیبانی بعد از رویداد وصل شوند. اگر رویداد فقط برگزار شود و پیگیری نداشته باشد، انرژی اجتماعی آن هدر می‌رود.
دانشگاه‌های منطقه‌ای نقش کلیدی دارند. دانشگاه اگر فقط مدرک تولید کند، از توسعه منطقه‌ای جدا می‌شود. دانشگاه باید مسئله منطقه را بشناسد. دانشجوی کشاورزی باید با بحران آب منطقه درگیر شود. دانشجوی مهندسی باید مسئله صنعت محلی را بفهمد. دانشجوی اقتصاد باید بازار کار شهر را تحلیل کند. دانشجوی علوم اجتماعی باید مهاجرت، خانواده، اعتماد و آسیب‌های اجتماعی منطقه را مطالعه کند. دانشگاه مسئله‌محور می‌تواند موتور توسعه محلی باشد.
رسانه‌های محلی نیز در توسعه منطقه‌ای نقش دارند. رسانه محلی فقط گزارشگر افتتاح پروژه‌ها نیست. باید بتواند مسئله‌ها را پیگیری کند، داده‌ها را توضیح دهد، صدای مردم را منتقل کند و میان نخبگان و جامعه پل بزند. رسانه‌ای که توسعه منطقه‌ای را جدی بگیرد، از خبرهای روزمره عبور می‌کند و به حافظه عمومی شهر تبدیل می‌شود.
توسعه منطقه‌ای در ایران همچنین به عدالت فضایی نیاز دارد. برخی مناطق کشور سال‌ها از نظر زیرساخت، آموزش، سلامت، حمل‌ونقل، سرمایه‌گذاری و فرصت شغلی عقب مانده‌اند. این عقب‌ماندگی فقط اقتصادی نیست؛ به احساس تبعیض و حاشیه‌نشینی نیز منجر می‌شود. وقتی مردم منطقه‌ای احساس کنند در نقشه توسعه کشور دیده نمی‌شوند، اعتمادشان به سیاست ملی کاهش می‌یابد. بنابراین توسعه منطقه‌ای، بخشی از ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی نیز هست.
زیرساخت در توسعه منطقه‌ای اهمیت دارد، اما زیرساخت فقط جاده و ساختمان نیست. اینترنت پایدار، داده‌های محلی، مراکز نوآوری، آموزش مهارتی، حمل‌ونقل عمومی، دسترسی به بازار، خدمات سلامت، نظام مالی محلی و فضای عمومی شهری نیز زیرساخت‌اند. بسیاری از کسب‌وکارهای جدید بدون زیرساخت دیجیتال، شبکه حمل‌ونقل و دسترسی مالی نمی‌توانند رشد کنند.
یکی از خطاهای توسعه منطقه‌ای، اجرای پروژه‌های نمایشی است. پروژه‌هایی که در گزارش‌ها زیبا هستند، اما مسئله واقعی مردم را حل نمی‌کنند. توسعه واقعی از مسئله آغاز می‌شود، نه از پروژه. ابتدا باید پرسید منطقه دقیقاً با چه مسئله‌ای روبه‌روست: بیکاری؟ کم‌آبی؟ مهاجرت؟ فرسودگی بافت شهری؟ ضعف بازار؟ نبود مهارت؟ فقدان سرمایه؟ سپس پروژه باید در پاسخ به آن مسئله طراحی شود. پروژه بدون مسئله، توسعه نیست؛ هزینه‌کرد است.
در ایران، توسعه منطقه‌ای باید با بحران آب و محیط زیست نیز هماهنگ باشد. بسیاری از مناطق کشور دیگر ظرفیت توسعه‌های پرمصرف را ندارند. نمی‌توان در منطقه خشک، الگوی کشاورزی آب‌بَر یا صنعت پرمصرف را توسعه داد و نام آن را پیشرفت گذاشت. توسعه منطقه‌ای باید با ظرفیت اکولوژیک هر منطقه سازگار باشد. آینده مناطق ایران به توانایی آن‌ها در سازگاری با اقلیم جدید بستگی دارد.
حکمرانی منطقه‌ای باید داده‌محور باشد. هر منطقه باید بداند جمعیتش چگونه تغییر می‌کند، جوانانش چه مهارت‌هایی دارند، مهاجرت به چه سمت می‌رود، منابع آب چقدر است، صنایع چه نیازهایی دارند، فقر در کدام محلات شدیدتر است، زنان و جوانان چه فرصت‌هایی دارند و کدام بخش‌ها ظرفیت رشد دارند. بدون چنین داده‌هایی، توسعه منطقه‌ای به حدس و رابطه تبدیل می‌شود.
توسعه منطقه‌ای همچنین باید بین‌نسلی باشد. بسیاری از تصمیم‌های امروز، آینده شهرها را تعیین می‌کند. اگر منابع آب مصرف شود، اگر جوانان مهاجرت کنند، اگر آموزش کیفیت نداشته باشد، اگر فضای عمومی شهر از بین برود و اگر هویت محلی تضعیف شود، منطقه در آینده آسیب‌پذیرتر می‌شود. توسعه پایدار منطقه‌ای یعنی امروز را بدون نابود کردن فردا بسازیم.
در نهایت، ایران و توسعه منطقه‌ای یعنی بازگرداندن مردم به مرکز توسعه. مردم هر منطقه بهتر از هرکس می‌دانند مسئله زندگی‌شان چیست. توسعه اگر بدون مردم طراحی شود، از بیرون تحمیل می‌شود و دوام ندارد. اما اگر مردم در شناخت مسئله، طراحی راه‌حل، اجرا و ارزیابی نقش داشته باشند، توسعه به مالکیت اجتماعی تبدیل می‌شود.
به بیان روشن، ایران برای توسعه منطقه‌ای به سه چیز نیاز دارد: تمرکززدایی هوشمند، نهادهای محلی پاسخگو و کارآفرینی مسئله‌محور. اگر این سه کنار هم قرار گیرند، شهرهای کوچک می‌توانند از حاشیه توسعه خارج شوند و به آزمایشگاه‌های آینده ایران تبدیل شوند. توسعه فقط در پایتخت اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی آینده از شهری آغاز می‌شود که مسئله‌های خود را جدی گرفته، مردمش را وارد میدان کرده و ایده‌هایش را از جلسه به اجرا رسانده است.

منابع:
رزومه، اتاق اندیشه‌ورزی، رویداد راه ابریشم و درس کارآفرینی، اطلاعات ارائه‌شده برای تولید متن.
مطالعات OECD درباره توسعه منطقه‌ای، حکمرانی چندسطحی و کاهش نابرابری فضایی.
گزارش‌های بانک جهانی درباره توسعه محلی، تمرکززدایی و مشارکت عمومی.
برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد درباره توسعه شهری پایدار، تاب‌آوری محلی و نقش شهرهای میانی.
ادبیات کارآفرینی منطقه‌ای، دانشگاه مسئله‌محور و زیست‌بوم نوآوری محلی.