وقتی آموزش توسعه انسانی نمیسازد
لینک کپی شد
آموزشوپرورش قرار است موتور توسعه انسانی باشد؛ جایی که کودک امروز به شهروند توانمند، نیروی کار ماهر و انسان خلاق فردا تبدیل میشود. اما همیشه افزایش بودجه آموزشی به معنای افزایش کیفیت آموزش نیست. مسئله اصلی این است که دولتها پول آموزش را کجا و چگونه خرج میکنند.
پژوهش گلدانی و مومنی نشان میدهد که در کشورهای OECD، هزینهکرد آموزشی زمانی به بهبود شاخص توسعه انسانی کمک میکند که به سمت تحقیق و توسعه، آموزش ضمن خدمت معلمان، نوآوری و کیفیت آموزشی برود. اما هزینههای جاری و کوتاهمدت، مانند حقوق و امور روزمره مدارس، الزاماً توسعه انسانی نمیسازند و گاهی حتی اثر معکوس دارند.
در ایران، مسئله جدیتر است. بخش بزرگی از بودجه آموزشوپرورش صرف هزینههای پرسنلی میشود و سهم اندکی برای زیرساخت، نوآوری، بهروزرسانی معلمان، تجهیزات آموزشی و عدالت منطقهای باقی میماند. در محتوای پژوهشی ارائهشده آمده که حدود ۹۳ درصد بودجه آموزشوپرورش به حقوق و هزینههای پرسنلی اختصاص دارد و فقط حدود ۷ درصد برای زیرساختها و ارتقای کیفیت آموزشی باقی میماند.
این یعنی نظام آموزشی ممکن است هر سال بودجه بیشتری بگیرد، اما همچنان نتواند مدرسه را به محیطی خلاق، برابر و توانمندساز تبدیل کند. وقتی بودجه بیشتر فقط شکافهای جاری را پر کند، نه کیفیت معلم بهتر میشود، نه امکانات مدارس محروم ارتقا مییابد، نه آموزش مهارتی رشد میکند و نه دانشآموز برای زندگی واقعی آمادهتر میشود.
یکی از نشانههای این ناکارآمدی، وضعیت هنرستانها و مدارس فنی است. در گزارش اشاره شده که بازنگشتن درآمد حاصل از فروش محصولات هنرستانها و مدارس فنی به خود مدارس، انگیزه و کیفیت آموزش را کاهش میدهد. این یعنی مدرسهای که میتواند کارگاه تولید مهارت و اشتغال باشد، به دلیل ساختار مالی غلط، از ظرفیت واقعی خود دور میماند.
مسئله فقط پول نیست؛ اولویت است. اگر آموزش ضمن خدمت معلمان جدی گرفته نشود، اگر برنامه درسی با نیازهای امروز جامعه فاصله داشته باشد، اگر مدارس مناطق محروم سهم کافی از امکانات نداشته باشند و اگر بودجه آموزشی بیشتر به حفظ وضع موجود اختصاص یابد، آموزشوپرورش به جای تولید توسعه، به تکرار نابرابری کمک میکند.
توسعه انسانی یعنی انسانها فرصت بیشتری برای یادگیری، سلامت، انتخاب، خلاقیت و مشارکت داشته باشند. اما مدرسهای که فرسوده است، معلمی که فرصت رشد حرفهای ندارد، دانشآموزی که از امکانات آموزشی محروم است و خانوادهای که زیر فشار اقتصادی قرار دارد، نمیتوانند بهراحتی در مسیر توسعه انسانی حرکت کنند.
در شرایط امروز ایران، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا کرده است. تورم و فشار معیشتی، خانوادهها را فرسوده کرده و مدرسه برای بسیاری از کودکان، تنها امکان جدی برای خروج از چرخه فقر است. اگر همین مدرسه نیز کیفیت لازم را نداشته باشد، آموزش به جای آنکه نردبان پیشرفت باشد، به نهادی کماثر و نابرابر تبدیل میشود.
راهحل، صرفاً افزایش بودجه نیست. بودجه باید از هزینهکرد مصرفی به سرمایهگذاری انسانی تغییر جهت دهد. آموزش ضمن خدمت معلمان، تجهیز مدارس محروم، توسعه مهارتآموزی، حمایت از هنرستانها، بهبود کیفیت محتوای آموزشی، عدالت در توزیع اعتبارات و ارزیابی دقیق عملکرد مدارس، مسیرهایی هستند که میتوانند آموزش را دوباره به توسعه انسانی وصل کنند.
در جمعبندی میتوان گفت آموزشوپرورش زمانی توسعه انسانی میسازد که پول آن به کیفیت، عدالت و توانمندسازی تبدیل شود. اگر بودجه فقط صرف اداره روزمره ساختار شود، مدرسه زنده میماند، اما جامعه رشد نمیکند.
به بیان روشن، آموزش توسعه انسانی نمیسازد وقتی فقط هزینه میکند و سرمایهگذاری نمیکند؛ وقتی معلم را بهروز نمیکند، مدرسه محروم را نمیبیند و مهارت زندگی و کار را به دانشآموز نمیآموزد. آینده کشور از کلاس درس آغاز میشود، اما فقط کلاسی که کیفیت، عدالت و امید در آن حضور داشته باشد.
منابع:
گلدانی، مهدی و مومنی، فاطمه، ۱۴۰۱، تأثیر نحوه هزینهکرد دولتها در آموزشوپرورش بر شاخص توسعه انسانی.
گزارش تحلیل بودجه آموزشوپرورش، ۱۳۹۴.
مصاحبه با دستیار وزیر سابق آموزشوپرورش، ۱۴۰۰.
عبدالهی، ب. و صفری، ع.، ۱۳۹۴، پژوهش درباره کیفیت آموزش ضمن خدمت معلمان.
سمیعی زفرقندی، م.، ۱۳۹۱، پژوهش درباره آموزش ضمن خدمت و رشد حرفهای معلمان.
پژوهش گلدانی و مومنی نشان میدهد که در کشورهای OECD، هزینهکرد آموزشی زمانی به بهبود شاخص توسعه انسانی کمک میکند که به سمت تحقیق و توسعه، آموزش ضمن خدمت معلمان، نوآوری و کیفیت آموزشی برود. اما هزینههای جاری و کوتاهمدت، مانند حقوق و امور روزمره مدارس، الزاماً توسعه انسانی نمیسازند و گاهی حتی اثر معکوس دارند.
در ایران، مسئله جدیتر است. بخش بزرگی از بودجه آموزشوپرورش صرف هزینههای پرسنلی میشود و سهم اندکی برای زیرساخت، نوآوری، بهروزرسانی معلمان، تجهیزات آموزشی و عدالت منطقهای باقی میماند. در محتوای پژوهشی ارائهشده آمده که حدود ۹۳ درصد بودجه آموزشوپرورش به حقوق و هزینههای پرسنلی اختصاص دارد و فقط حدود ۷ درصد برای زیرساختها و ارتقای کیفیت آموزشی باقی میماند.
این یعنی نظام آموزشی ممکن است هر سال بودجه بیشتری بگیرد، اما همچنان نتواند مدرسه را به محیطی خلاق، برابر و توانمندساز تبدیل کند. وقتی بودجه بیشتر فقط شکافهای جاری را پر کند، نه کیفیت معلم بهتر میشود، نه امکانات مدارس محروم ارتقا مییابد، نه آموزش مهارتی رشد میکند و نه دانشآموز برای زندگی واقعی آمادهتر میشود.
یکی از نشانههای این ناکارآمدی، وضعیت هنرستانها و مدارس فنی است. در گزارش اشاره شده که بازنگشتن درآمد حاصل از فروش محصولات هنرستانها و مدارس فنی به خود مدارس، انگیزه و کیفیت آموزش را کاهش میدهد. این یعنی مدرسهای که میتواند کارگاه تولید مهارت و اشتغال باشد، به دلیل ساختار مالی غلط، از ظرفیت واقعی خود دور میماند.
مسئله فقط پول نیست؛ اولویت است. اگر آموزش ضمن خدمت معلمان جدی گرفته نشود، اگر برنامه درسی با نیازهای امروز جامعه فاصله داشته باشد، اگر مدارس مناطق محروم سهم کافی از امکانات نداشته باشند و اگر بودجه آموزشی بیشتر به حفظ وضع موجود اختصاص یابد، آموزشوپرورش به جای تولید توسعه، به تکرار نابرابری کمک میکند.
توسعه انسانی یعنی انسانها فرصت بیشتری برای یادگیری، سلامت، انتخاب، خلاقیت و مشارکت داشته باشند. اما مدرسهای که فرسوده است، معلمی که فرصت رشد حرفهای ندارد، دانشآموزی که از امکانات آموزشی محروم است و خانوادهای که زیر فشار اقتصادی قرار دارد، نمیتوانند بهراحتی در مسیر توسعه انسانی حرکت کنند.
در شرایط امروز ایران، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا کرده است. تورم و فشار معیشتی، خانوادهها را فرسوده کرده و مدرسه برای بسیاری از کودکان، تنها امکان جدی برای خروج از چرخه فقر است. اگر همین مدرسه نیز کیفیت لازم را نداشته باشد، آموزش به جای آنکه نردبان پیشرفت باشد، به نهادی کماثر و نابرابر تبدیل میشود.
راهحل، صرفاً افزایش بودجه نیست. بودجه باید از هزینهکرد مصرفی به سرمایهگذاری انسانی تغییر جهت دهد. آموزش ضمن خدمت معلمان، تجهیز مدارس محروم، توسعه مهارتآموزی، حمایت از هنرستانها، بهبود کیفیت محتوای آموزشی، عدالت در توزیع اعتبارات و ارزیابی دقیق عملکرد مدارس، مسیرهایی هستند که میتوانند آموزش را دوباره به توسعه انسانی وصل کنند.
در جمعبندی میتوان گفت آموزشوپرورش زمانی توسعه انسانی میسازد که پول آن به کیفیت، عدالت و توانمندسازی تبدیل شود. اگر بودجه فقط صرف اداره روزمره ساختار شود، مدرسه زنده میماند، اما جامعه رشد نمیکند.
به بیان روشن، آموزش توسعه انسانی نمیسازد وقتی فقط هزینه میکند و سرمایهگذاری نمیکند؛ وقتی معلم را بهروز نمیکند، مدرسه محروم را نمیبیند و مهارت زندگی و کار را به دانشآموز نمیآموزد. آینده کشور از کلاس درس آغاز میشود، اما فقط کلاسی که کیفیت، عدالت و امید در آن حضور داشته باشد.
منابع:
گلدانی، مهدی و مومنی، فاطمه، ۱۴۰۱، تأثیر نحوه هزینهکرد دولتها در آموزشوپرورش بر شاخص توسعه انسانی.
گزارش تحلیل بودجه آموزشوپرورش، ۱۳۹۴.
مصاحبه با دستیار وزیر سابق آموزشوپرورش، ۱۴۰۰.
عبدالهی، ب. و صفری، ع.، ۱۳۹۴، پژوهش درباره کیفیت آموزش ضمن خدمت معلمان.
سمیعی زفرقندی، م.، ۱۳۹۱، پژوهش درباره آموزش ضمن خدمت و رشد حرفهای معلمان.