حکمرانی زیر فشار چگونه تصمیم میگیرد؟
لینک کپی شد
بحران، لحظهای است که تصمیمگیری از حالت عادی خارج میشود. زمان کم است، اطلاعات ناقص است، افکار عمومی مضطرب است و هر تصمیم میتواند پیامد سیاسی، اجتماعی و انسانی داشته باشد. کتاب The Politics of Crisis Management: Public Leadership under Pressure بحران را یکی از ویژگیهای اصلی حکمرانی معاصر میداند؛ وضعیتی که در آن مردم از رهبران انتظار کاهش خسارت دارند و همزمان منتقدان و رقبا آمادهاند مسئولان را بابت خطاها پاسخگو کنند.
حکمرانی زیر فشار، قبل از هر چیز باید «معنا» بسازد. یعنی تشخیص دهد بحران چیست، از کجا آمده، چه کسانی را تهدید میکند و کدام روایت از بحران میتواند جامعه را از سردرگمی بیرون بیاورد. اگر مسئولان دیر بفهمند یا مسئله را کوچکنمایی کنند، بحران فقط در میدان واقعی گسترش نمییابد؛ در ذهن مردم هم بزرگتر میشود.
نکته دوم، تصمیمگیری با اطلاعات ناقص است. در بحران، سیاستگذار هیچوقت همه دادهها را در اختیار ندارد. هنر رهبری عمومی این نیست که تا رسیدن قطعیت صبر کند؛ بلکه باید میان شتاب و دقت تعادل برقرار کند. تصمیم دیرهنگام میتواند به اندازه تصمیم غلط خطرناک باشد.
نکته سوم، هماهنگی است. بحران معمولاً مرز سازمانها را نمیشناسد. سیل، جنگ، بیماری، تورم، حمله سایبری یا ناآرامی اجتماعی، همزمان چند نهاد را درگیر میکند. اگر دستگاهها جداگانه عمل کنند، بحران چند برابر میشود. حکمرانی موفق باید مرکز تصمیمگیری روشن، تقسیم وظایف دقیق و ارتباط دائمی میان نهادها داشته باشد.
نکته چهارم، مدیریت روایت عمومی است. در بحران، مردم فقط کمک نمیخواهند؛ توضیح هم میخواهند. سکوت، تناقضگویی یا پنهانکاری، اعتماد را تخریب میکند. رهبر بحران باید صادقانه بگوید چه میداند، چه نمیداند، چه کرده و قدم بعدی چیست. کتاب تأکید میکند که رهبران در بحران باید هم اثر بحران را کاهش دهند، هم نوعی حس بازگشت به وضعیت قابل کنترل ایجاد کنند.
نکته پنجم، سیاستِ سرزنش است. بحران همیشه میدان رقابت بر سر مسئولیت هم هست. چه کسی مقصر بود؟ چه کسی دیر عمل کرد؟ چه نهادی شکست خورد؟ حکمرانی زیر فشار اگر فقط درگیر دفاع از خود شود، یادگیری را از دست میدهد. اما اگر مسئولیتپذیر باشد، میتواند از بحران برای اصلاح ساختارها استفاده کند.
در نهایت، بحران فقط با عبور از لحظه حادثه تمام نمیشود. پایان واقعی بحران زمانی است که جامعه بفهمد چه رخ داد، چه چیزی باید تغییر کند و چگونه میتوان از تکرار آن جلوگیری کرد. کتاب بر یادگیری جمعی از تجربه بحران تأکید دارد و آن را بخشی از وظیفه رهبری عمومی میداند.
به بیان روشن، حکمرانی زیر فشار با سه چیز سنجیده میشود: سرعت تصمیم، صداقت روایت و توان یادگیری. اگر این سه کنار هم باشند، بحران میتواند به اصلاح منجر شود؛ اما اگر جای آنها را انکار، پراکندگی و مقصرسازی بگیرد، بحران بعدی فقط مسئله زمان خواهد بود
منبع:
Boin, Arjen؛ ’t Hart, Paul؛ Stern, Eric؛ Sundelius, Bengt، ۲۰۰۵، The Politics of Crisis Management: Public Leadership under Pressure، Cambridge University Press، ۱۸۰ صفحه.
Boin, Arjen؛ ’t Hart, Paul؛ Stern, Eric؛ Sundelius, Bengt، ۲۰۱۶، The Politics of Crisis Management: Public Leadership under Pressure، ویراست دوم، Cambridge University Press.
حکمرانی زیر فشار، قبل از هر چیز باید «معنا» بسازد. یعنی تشخیص دهد بحران چیست، از کجا آمده، چه کسانی را تهدید میکند و کدام روایت از بحران میتواند جامعه را از سردرگمی بیرون بیاورد. اگر مسئولان دیر بفهمند یا مسئله را کوچکنمایی کنند، بحران فقط در میدان واقعی گسترش نمییابد؛ در ذهن مردم هم بزرگتر میشود.
نکته دوم، تصمیمگیری با اطلاعات ناقص است. در بحران، سیاستگذار هیچوقت همه دادهها را در اختیار ندارد. هنر رهبری عمومی این نیست که تا رسیدن قطعیت صبر کند؛ بلکه باید میان شتاب و دقت تعادل برقرار کند. تصمیم دیرهنگام میتواند به اندازه تصمیم غلط خطرناک باشد.
نکته سوم، هماهنگی است. بحران معمولاً مرز سازمانها را نمیشناسد. سیل، جنگ، بیماری، تورم، حمله سایبری یا ناآرامی اجتماعی، همزمان چند نهاد را درگیر میکند. اگر دستگاهها جداگانه عمل کنند، بحران چند برابر میشود. حکمرانی موفق باید مرکز تصمیمگیری روشن، تقسیم وظایف دقیق و ارتباط دائمی میان نهادها داشته باشد.
نکته چهارم، مدیریت روایت عمومی است. در بحران، مردم فقط کمک نمیخواهند؛ توضیح هم میخواهند. سکوت، تناقضگویی یا پنهانکاری، اعتماد را تخریب میکند. رهبر بحران باید صادقانه بگوید چه میداند، چه نمیداند، چه کرده و قدم بعدی چیست. کتاب تأکید میکند که رهبران در بحران باید هم اثر بحران را کاهش دهند، هم نوعی حس بازگشت به وضعیت قابل کنترل ایجاد کنند.
نکته پنجم، سیاستِ سرزنش است. بحران همیشه میدان رقابت بر سر مسئولیت هم هست. چه کسی مقصر بود؟ چه کسی دیر عمل کرد؟ چه نهادی شکست خورد؟ حکمرانی زیر فشار اگر فقط درگیر دفاع از خود شود، یادگیری را از دست میدهد. اما اگر مسئولیتپذیر باشد، میتواند از بحران برای اصلاح ساختارها استفاده کند.
در نهایت، بحران فقط با عبور از لحظه حادثه تمام نمیشود. پایان واقعی بحران زمانی است که جامعه بفهمد چه رخ داد، چه چیزی باید تغییر کند و چگونه میتوان از تکرار آن جلوگیری کرد. کتاب بر یادگیری جمعی از تجربه بحران تأکید دارد و آن را بخشی از وظیفه رهبری عمومی میداند.
به بیان روشن، حکمرانی زیر فشار با سه چیز سنجیده میشود: سرعت تصمیم، صداقت روایت و توان یادگیری. اگر این سه کنار هم باشند، بحران میتواند به اصلاح منجر شود؛ اما اگر جای آنها را انکار، پراکندگی و مقصرسازی بگیرد، بحران بعدی فقط مسئله زمان خواهد بود
منبع:
Boin, Arjen؛ ’t Hart, Paul؛ Stern, Eric؛ Sundelius, Bengt، ۲۰۰۵، The Politics of Crisis Management: Public Leadership under Pressure، Cambridge University Press، ۱۸۰ صفحه.
Boin, Arjen؛ ’t Hart, Paul؛ Stern, Eric؛ Sundelius, Bengt، ۲۰۱۶، The Politics of Crisis Management: Public Leadership under Pressure، ویراست دوم، Cambridge University Press.