ایران و زیست‌بوم نوآوری

ایران و زیست‌بوم نوآوری

۱۴۰۵/۰۳/۰۱ 24 بازدید
لینک کپی شد
زیست‌بوم نوآوری در ایران را باید در نقطه‌ای میان امید و اصطکاک دید. از یک‌سو، کشور در دو دهه گذشته ظرفیت علمی، دانشگاهی، فناورانه و کارآفرینانه قابل توجهی ساخته است؛ شرکت‌های دانش‌بنیان، شتاب‌دهنده‌ها، مراکز رشد، پارک‌های علم و فناوری، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، رویدادهای کارآفرینی و شبکه‌ای از جوانان متخصص شکل گرفته‌اند. از سوی دیگر، این زیست‌بوم هنوز با موانعی جدی روبه‌روست: ضعف نهادها، دشواری تأمین مالی، مهاجرت نیروی انسانی، بی‌ثباتی مقررات، محدودیت‌های بین‌المللی، فاصله دانشگاه و صنعت، و بازاری که همیشه پذیرای نوآوری نیست. بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا ایران زیست‌بوم نوآوری دارد یا نه؛ پرسش مهم‌تر این است که این زیست‌بوم چقدر می‌تواند مسئله‌های واقعی کشور را حل کند.
در گزارش شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵، ایران در رتبه ۷۰ جهان قرار گرفته و در میان اقتصادهای با درآمد متوسطی معرفی شده که از سال ۲۰۱۳ صعود قابل توجهی داشته‌اند. نکته مهم‌تر این است که همین گزارش می‌گوید ایران در خروجی‌های نوآوری بهتر از سطح ورودی‌هایش عمل می‌کند؛ یعنی با وجود ضعف در برخی زیرساخت‌ها و نهادها، همچنان توان تولید خروجی‌های دانشی و فناورانه دارد. در شاخص‌های جزئی نیز ایران در «خروجی‌های دانش و فناوری» رتبه ۴۶ و در «خروجی‌های خلاق» رتبه ۴۵ را کسب کرده، اما در «نهادها» رتبه ۱۳۸، در «پیچیدگی کسب‌وکار» رتبه ۱۰۷ و در «زیرساخت» رتبه ۹۸ را دارد. این تضاد، دقیقاً تصویر فشرده زیست‌بوم نوآوری ایران است: استعداد و خروجی وجود دارد، اما نهاد، زیرساخت و محیط کسب‌وکار هنوز عقب‌تر از ظرفیت انسانی کشور حرکت می‌کنند.
زیست‌بوم نوآوری وقتی معنا دارد که میان پنج حلقه ارتباط برقرار شود: دانش، سرمایه، بازار، نهاد و فرهنگ کارآفرینی. ایران در حلقه دانش ظرفیت بالایی دارد؛ دانشگاه‌ها، نیروی انسانی فنی، مهندسی، پزشکی، علوم پایه و علوم انسانی تولید می‌کنند. اما دانش تا زمانی که به مسئله واقعی وصل نشود، در مقاله، پایان‌نامه یا ایده اولیه باقی می‌ماند. شتاب‌دهنده‌ها و مراکز رشد برای پر کردن همین فاصله به وجود آمده‌اند؛ یعنی کمک کنند ایده از کلاس و آزمایشگاه خارج شود و به محصول، خدمت، کسب‌وکار یا راه‌حل اجتماعی تبدیل شود.
شتاب‌دهنده بهار، اگر در همین چارچوب تعریف شود، می‌تواند فقط یک فضای استارتاپی نباشد؛ می‌تواند نقش «گره‌زننده» میان مسئله‌های محلی و ظرفیت‌های فناورانه را بازی کند. ایران امروز به نوآوری‌های انتزاعی و نمایشی نیاز ندارد؛ به نوآوری‌هایی نیاز دارد که بتوانند در آموزش، سلامت، انرژی، آب، کشاورزی، معدن، تجهیزات پزشکی، فناوری اطلاعات، محیط زیست و خدمات شهری اثر بگذارند. شتاب‌دهنده زمانی موفق است که فقط تیم‌ها را آموزش ندهد، بلکه مسئله درست را پیدا کند، بازار واقعی را بشناسد، شبکه سرمایه و منتورینگ ایجاد کند و راه ورود محصول به صنعت یا جامعه را باز کند.
در سطح جهانی، زیست‌بوم نوآوری فقط با تعداد استارتاپ‌ها سنجیده نمی‌شود. شاخص‌هایی مانند کیفیت نهادها، دسترسی به سرمایه خطرپذیر، آزادی کسب‌وکار، حقوق مالکیت فکری، کیفیت دانشگاه‌ها، ارتباط صنعت و دانشگاه، بازارپذیری محصول، صادرات فناوری و توان مقیاس‌پذیری شرکت‌ها اهمیت دارند. ضعف ایران در رتبه نهادها و پیچیدگی کسب‌وکار در شاخص جهانی نوآوری نشان می‌دهد که مسئله اصلی کشور صرفاً کمبود ایده نیست؛ مشکل در تبدیل ایده به کسب‌وکار پایدار و رقابتی است.
کتاب‌های «زیست‌بوم اشتغال دانش‌بنیان» با تمرکز بر فناوری اطلاعات، تجهیزات پزشکی، خودرو و معدن دقیقاً از همین نقطه اهمیت پیدا می‌کنند. اشتغال دانش‌بنیان یعنی شغل‌هایی که فقط با نیروی کار ساده و سرمایه فیزیکی ساخته نمی‌شوند، بلکه بر دانش، فناوری، مهارت، طراحی، داده، استاندارد، نرم‌افزار، تحقیق و توسعه و حل مسئله صنعتی تکیه دارند. ایران اگر بخواهد از اقتصاد خام‌فروش، کم‌بهره‌ور و آسیب‌پذیر فاصله بگیرد، باید اشتغال را از سطح «کار بیشتر» به سطح «ارزش افزوده بیشتر» منتقل کند.
در فناوری اطلاعات، ظرفیت ایران بسیار جدی است. این حوزه نسبت به صنایع سنگین به سرمایه فیزیکی کمتری نیاز دارد و می‌تواند برای جوانان متخصص، فریلنسرها، تیم‌های استارتاپی، شرکت‌های نرم‌افزاری، حوزه امنیت سایبری، هوش مصنوعی، تحلیل داده، تجارت الکترونیک و خدمات ابری فرصت ایجاد کند. اما همین حوزه به‌شدت به ثبات اینترنت، دسترسی به بازارهای جهانی، پرداخت بین‌المللی، حقوق مالکیت فکری، امنیت سرمایه‌گذاری و حفظ نیروی انسانی وابسته است. اگر نیروی متخصص مهاجرت کند یا بازار داخلی به دلیل محدودیت و نااطمینانی کوچک بماند، ظرفیت فناوری اطلاعات به طور کامل فعال نمی‌شود.
در تجهیزات پزشکی، نوآوری اهمیت راهبردی دارد. این حوزه فقط اقتصادی نیست؛ به امنیت سلامت مردم مربوط است. تحریم‌ها و محدودیت‌های وارداتی نشان داده‌اند که کشور برای تجهیزات، قطعات، مواد مصرفی، استانداردهای تولید، نرم‌افزارهای پزشکی و زنجیره تأمین سلامت باید ظرفیت داخلی قابل اتکا داشته باشد. اما تجهیزات پزشکی برخلاف بسیاری از محصولات دیجیتال، با استانداردهای سخت، مجوزهای پیچیده، تست‌های بالینی، سرمایه‌گذاری بالا و ریسک حقوقی روبه‌روست. بنابراین شرکت‌های دانش‌بنیان این حوزه فقط به ایده خوب نیاز ندارند؛ به مسیر تنظیم‌گری روشن، حمایت مالی بلندمدت، بازار اولیه و اتصال به بیمارستان‌ها و دانشگاه‌های علوم پزشکی نیاز دارند.
در خودرو، اشتغال دانش‌بنیان اگر به معنای واقعی دنبال شود، باید فراتر از قطعه‌سازی سنتی برود. آینده خودرو در نرم‌افزار، ایمنی، کاهش مصرف، برقی‌سازی، باتری، مواد پیشرفته، سنسورها، طراحی صنعتی، هوشمندسازی و تحلیل داده است. زیست‌بوم نوآوری خودرو در ایران زمانی رشد می‌کند که خودروسازان بزرگ صرفاً خریدار قطعه نباشند، بلکه به نوآوری باز تن دهند؛ یعنی مسئله‌های واقعی خود را به شرکت‌های فناور، دانشگاه‌ها و تیم‌های مستقل بسپارند. اگر ساختار صنعت خودرو انحصاری، کم‌رقابت و بسته بماند، نوآوری در حاشیه می‌ماند و شرکت‌های دانش‌بنیان به پیمانکاران کم‌اثر تبدیل می‌شوند.
در معدن، فرصت بزرگی وجود دارد که هنوز به اندازه کافی دیده نشده است. ایران منابع معدنی دارد، اما معدن آینده فقط استخراج نیست؛ معدن داده‌محور، هوشمند، ایمن و کم‌اثر بر محیط زیست است. فناوری‌هایی مانند سنجش از دور، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، ماشین‌آلات هوشمند، پایش ایمنی، فرآوری پیشرفته، کاهش مصرف آب و انرژی، و مدیریت پسماند می‌توانند معدن را از یک فعالیت خام به یک صنعت دانش‌بنیان تبدیل کنند. اینجا هم شتاب‌دهنده‌ها می‌توانند نقش مهمی بازی کنند، اگر میان شرکت‌های فناور، معادن، دانشگاه‌ها و سرمایه‌گذاران صنعتی شبکه واقعی بسازند.
گزارش یونسکو درباره ایران نیز به رشد مراکز رشد و شتاب‌دهنده‌ها از سال ۲۰۱۵ اشاره می‌کند و آن را با رشد شرکت‌های دانش‌بنیان و استارتاپ‌ها مرتبط می‌داند. این نکته مهم است، چون نشان می‌دهد زیست‌بوم نوآوری ایران فقط محصول سیاست‌های کلان نیست؛ از دل شبکه‌ای از نهادهای میانی مثل مراکز رشد، پارک‌ها و شتاب‌دهنده‌ها نیز ساخته شده است.
اما رشد کمی کافی نیست. ممکن است تعداد شرکت‌های دانش‌بنیان، مراکز رشد یا رویدادهای استارتاپی افزایش یابد، اما اثر واقعی بر اشتغال، صادرات، بهره‌وری و حل مسئله محدود بماند. در اردیبهشت ۲۰۲۶، گزارش رسمی مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت ریاست جمهوری از شناسایی هزار شرکت جدید در زیست‌بوم دانش‌بنیان در سال ۱۴۰۴ خبر داد. این نوع داده‌ها نشان‌دهنده پویایی کمی زیست‌بوم است، اما پرسش سیاستی همچنان باقی می‌ماند: این شرکت‌ها چقدر زنده می‌مانند؟ چقدر درآمد پایدار دارند؟ چقدر صادرات دارند؟ چقدر شغل تخصصی ایجاد می‌کنند؟ و چقدر مسئله واقعی صنعت یا جامعه را حل می‌کنند؟
یکی از خطرهای زیست‌بوم نوآوری در ایران، گرفتار شدن در «نوآوری نمایشی» است. نوآوری نمایشی یعنی برگزاری رویداد، نمایشگاه، عکس، خبر و آمار، بدون اینکه زنجیره ایده تا بازار کامل شود. یک تیم ممکن است در رویداد برنده شود، اما بعد از چند ماه نتواند سرمایه جذب کند، مجوز بگیرد، مشتری پیدا کند یا محصول را مقیاس‌پذیر کند. در چنین وضعیتی، انرژی جوانان مصرف می‌شود اما به اشتغال پایدار تبدیل نمی‌شود. شتاب‌دهنده واقعی باید بعد از رویداد هم کنار تیم بماند: در اعتبارسنجی بازار، طراحی مدل درآمد، جذب سرمایه، حقوقی‌سازی شرکت، ارتباط با صنعت، فروش اولیه و توسعه محصول.
مشکل دوم، فاصله دانشگاه و بازار است. دانشگاه‌های ایران ظرفیت علمی دارند، اما اغلب با مسئله‌های واقعی صنعت و جامعه پیوند کافی ندارند. پایان‌نامه‌ها و مقالات فراوان تولید می‌شود، اما همه آن‌ها به محصول، سیاست یا فناوری تبدیل نمی‌شوند. مطالعه‌ای درباره شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی، ۵۲۲ شرکت را در ۹ صنعت بررسی کرده و فعالیت نوآوری را با هزینه تحقیق و توسعه و اندازه شرکت سنجیده است؛ همین نوع مطالعات نشان می‌دهد برای فهم نوآوری در ایران باید از سطح شعار عبور کرد و رفتار واقعی شرکت‌ها، اندازه، سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه و عملکرد صنعتی آن‌ها را سنجید.
مشکل سوم، تأمین مالی است. نوآوری ذاتاً پرریسک است. بانک‌ها معمولاً وثیقه می‌خواهند و برای دارایی نامشهود، نرم‌افزار، تیم انسانی یا فناوری نوپا اعتبار کافی قائل نیستند. سرمایه خطرپذیر هم در ایران هنوز به بلوغ کامل نرسیده است. بسیاری از شرکت‌های نوپا در مرحله رشد دچار کمبود سرمایه می‌شوند. حمایت دولتی می‌تواند کمک کند، اما اگر جایگزین بازار شود، شرکت‌ها را وابسته می‌کند. زیست‌بوم سالم نیازمند ترکیب هوشمندانه‌ای از سرمایه خطرپذیر، خرید دولتی هدفمند، بازار صنعتی، صندوق‌های پژوهش و فناوری، و سرمایه‌گذاری بخش خصوصی است.
مشکل چهارم، مهاجرت و فرسایش سرمایه انسانی است. نوآوری پیش از آنکه با ساختمان و تجهیزات ساخته شود، با انسان ساخته می‌شود. اگر برنامه‌نویس، مهندس، پزشک فناور، طراح صنعتی، پژوهشگر، مدیر محصول و کارآفرین احساس کند آینده‌ای برای رشد در کشور ندارد، زیست‌بوم از درون تهی می‌شود. مهاجرت فقط خروج نیروی کار نیست؛ خروج حافظه، شبکه، تجربه، اعتماد و توان مقیاس‌پذیری است. بنابراین سیاست نوآوری باید به کیفیت زندگی، آزادی عمل حرفه‌ای، درآمد، ارتباط جهانی و امکان رشد فردی نخبگان توجه کند.
مشکل پنجم، بازار محدود و ریسک مقرراتی است. شرکت نوآور برای رشد به بازار نیاز دارد. اگر مقررات مدام تغییر کند، مجوزها طولانی باشد، پرداخت‌های دولتی با تأخیر انجام شود، واردات مواد اولیه دشوار باشد یا دسترسی به بازار خارجی محدود شود، نوآوری در مرحله نمونه اولیه می‌ماند. ایران برای توسعه زیست‌بوم نوآوری باید محیط کسب‌وکار را قابل پیش‌بینی‌تر کند.
با این حال، زیست‌بوم نوآوری ایران ظرفیت امیدآفرین دارد. رتبه ایران در خروجی‌های دانش و فناوری در شاخص جهانی نوآوری نشان می‌دهد که کشور توان تولید دانش و محصول فکری دارد. قوت ایران در خروجی‌ها، در کنار ضعف در نهادها، پیام روشنی دارد: اگر محیط نهادی، زیرساختی و مالی اصلاح شود، ظرفیت نوآوری کشور می‌تواند جهش بیشتری داشته باشد.
راه آینده، اتصال نوآوری به بحران‌های واقعی ایران است. کشور با بحران آب، انرژی، آلودگی هوا، آموزش، سلامت، سالمندی، حاشیه‌نشینی، حمل‌ونقل، بهره‌وری صنعتی، کشاورزی کم‌آب، امنیت غذایی و مدیریت شهری روبه‌روست. این بحران‌ها فقط تهدید نیستند؛ بازار مسئله‌اند. هر مسئله واقعی، اگر درست تعریف شود، می‌تواند به فرصت نوآوری تبدیل شود. مثلاً بحران آب می‌تواند بازار سنسور، آبیاری هوشمند، بازچرخانی، داده اقلیمی و کشاورزی دقیق ایجاد کند. بحران انرژی می‌تواند بازار بهره‌وری، خورشیدی، مدیریت پیک و ساختمان هوشمند بسازد. بحران سلامت می‌تواند تجهیزات پزشکی، سلامت دیجیتال و هوش مصنوعی پزشکی را فعال کند.
شتاب‌دهنده بهار در چنین نقشه‌ای می‌تواند نقش محلی و مسئله‌محور داشته باشد. یعنی به جای تقلید از مدل‌های استارتاپی وارداتی، از مسئله‌های واقعی ایران و منطقه آغاز کند. شتاب‌دهنده موفق در ایران باید بداند شهر، دانشگاه، صنعت و مردم چه مسئله‌هایی دارند. سپس تیم‌ها را نه صرفاً حول ایده‌های جذاب، بلکه حول نیازهای واقعی سازمان دهد. این نگاه، زیست‌بوم نوآوری را از «ایده‌محوری» به «مسئله‌محوری» منتقل می‌کند.
در نهایت، ایران و زیست‌بوم نوآوری یعنی کشور در حال ساختن پلی میان دانش و توسعه است؛ پلی که هنوز کامل نشده اما پایه‌های آن وجود دارد. یک سوی پل، جوانان متخصص، دانشگاه‌ها، شرکت‌های دانش‌بنیان، شتاب‌دهنده‌ها و خروجی‌های فناورانه‌اند. سوی دیگر پل، صنعت، بازار، حکمرانی، سرمایه و مسئله‌های واقعی کشور قرار دارند. اگر این دو سوی پل به هم وصل نشوند، نوآوری در جزیره‌های پراکنده باقی می‌ماند. اما اگر وصل شوند، نوآوری می‌تواند به اشتغال، بهره‌وری، تاب‌آوری و توسعه تبدیل شود.
به بیان روشن، زیست‌بوم نوآوری ایران در مرحله اثبات استعداد نیست؛ استعداد خود را نشان داده است. مرحله کنونی، مرحله اثبات اثر است. اکنون باید نشان دهد که می‌تواند شغل پایدار بسازد، بحران‌های کشور را حل کند، صنعت را رقابتی‌تر کند، مهاجرت نخبگان را کاهش دهد و اقتصاد ایران را از اتکا به منابع خام به سمت ارزش افزوده دانش‌بنیان ببرد. آینده نوآوری در ایران نه در تعداد رویدادها، بلکه در تعداد مسئله‌هایی سنجیده می‌شود که واقعاً حل می‌شوند.

منابع:
شتاب‌دهنده بهار و کتاب‌های زیست‌بوم اشتغال دانش‌بنیان، اطلاعات ارائه‌شده برای تولید متن.
سازمان جهانی مالکیت فکری، شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵، رتبه و وضعیت ایران در خروجی‌های دانش و فناوری، خروجی‌های خلاق، نهادها، زیرساخت و پیچیدگی کسب‌وکار.
یونسکو، گزارش علم درباره ایران و رشد مراکز رشد، شتاب‌دهنده‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان.
مرکز همکاری‌های تحول و پیشرفت ریاست جمهوری، گزارش شناسایی هزار شرکت جدید در زیست‌بوم دانش‌بنیان کشور در سال ۱۴۰۴.
Noori, Jafar و همکاران، ۲۰۱۷، مطالعه عملکرد نوآوری شرکت‌های دانش‌بنیان ایرانی.