بورس پس از توقف طولانی؛ بازگشت اعتماد یا هیجان موقت؟
لینک کپی شد
بازار سرمایه پس از یک توقف طولانی، بیش از آنکه فقط به تابلوهای سبز و قرمز وابسته باشد، در برابر یک آزمون روانی قرار گرفته است. بازگشایی بورس بعد از دورهای از ابهام، معمولاً با دو واکنش همزمان همراه میشود: از یک سو بخشی از سرمایهگذاران تلاش میکنند از فرصتهای قیمتی استفاده کنند و از سوی دیگر گروهی از سهامداران، نگران تکرار شوکهای قبلی و نبود چشمانداز روشن هستند. در چنین شرایطی، رشد شاخصها به تنهایی نمیتواند نشانه قطعی بازگشت اعتماد باشد؛ همانطور که افت اولیه هم الزاماً به معنای شکست بازار نیست. مسئله اصلی این است که آیا سازوکارهای حمایتی، شفافیت اطلاعاتی و ثبات سیاستگذاری میتوانند دوباره رابطه آسیبدیده میان سرمایهگذار و بازار را ترمیم کنند یا نه.
در تجربههای مشابه، بازارها پس از وقفههای طولانی معمولاً با نوعی «هیجان انباشته» باز میشوند. بخشی از تقاضا ممکن است ناشی از انتظار برای جبران عقبماندگی قیمتها باشد و نه ارزیابی دقیق وضعیت شرکتها. از طرف دیگر، فشار فروش نیز میتواند محصول نیاز فوری به نقدینگی، ترس از آینده یا بیاعتمادی به تصمیمهای بعدی باشد. بنابراین پرسش مهم این نیست که بورس در روزهای نخست بازگشایی رشد میکند یا سقوط؛ پرسش اصلی این است که آیا مسیر معاملات میتواند از واکنش احساسی فاصله بگیرد و به تحلیل سودآوری، وضعیت صنایع، نرخ ارز، سیاستهای مالی دولت و چشمانداز اقتصاد کلان نزدیک شود یا نه. گزارشها درباره توقف کمسابقه بازار سهام ایران و منوط شدن بازگشایی به افشای اطلاعات شرکتهای آسیبدیده و بسته حمایتی دولت، نشان میدهد که خودِ بازگشایی، بخشی از مسئله بزرگتر اعتماد نهادی است.
بازگشت اعتماد در بورس، فقط با تزریق نقدینگی یا محدودیت دامنه نوسان ایجاد نمیشود. اعتماد زمانی شکل میگیرد که سهامدار بداند اطلاعات مهم بهموقع منتشر میشود، تصمیمهای ناگهانی کمتر تکرار میشود و سیاستگذار میان حمایت از بازار و دستکاری مصنوعی قیمتها تفاوت قائل است. اگر بازار پس از بازگشایی صرفاً با بستههای کوتاهمدت گرم شود، احتمال شکلگیری هیجان موقت بالا میرود؛ هیجانی که شاید چند روز شاخص را بالا ببرد، اما در برابر نخستین خبر منفی، دوباره فرومیریزد.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که بورس آینهای از اقتصاد است. اگر فضای کلان کشور با ریسک سیاسی، محدودیت انرژی، نااطمینانی ارزی و رکود تولید همراه باشد، بازار سرمایه نمیتواند جزیرهای جدا از این واقعیتها باشد. بورس زمانی میتواند به مسیر عادی برگردد که شرکتها امکان برنامهریزی داشته باشند، سرمایهگذاران به ثبات مقررات امیدوار شوند و دولت از نگاه مقطعی به بازار فاصله بگیرد. در نتیجه، بازگشایی بورس پس از توقف طولانی، فقط باز شدن یک بازار نیست؛ آزمونی است برای سنجش اینکه اقتصاد ایران تا چه اندازه میتواند از فضای اضطرار به مسیر پیشبینیپذیری بازگردد.
در تجربههای مشابه، بازارها پس از وقفههای طولانی معمولاً با نوعی «هیجان انباشته» باز میشوند. بخشی از تقاضا ممکن است ناشی از انتظار برای جبران عقبماندگی قیمتها باشد و نه ارزیابی دقیق وضعیت شرکتها. از طرف دیگر، فشار فروش نیز میتواند محصول نیاز فوری به نقدینگی، ترس از آینده یا بیاعتمادی به تصمیمهای بعدی باشد. بنابراین پرسش مهم این نیست که بورس در روزهای نخست بازگشایی رشد میکند یا سقوط؛ پرسش اصلی این است که آیا مسیر معاملات میتواند از واکنش احساسی فاصله بگیرد و به تحلیل سودآوری، وضعیت صنایع، نرخ ارز، سیاستهای مالی دولت و چشمانداز اقتصاد کلان نزدیک شود یا نه. گزارشها درباره توقف کمسابقه بازار سهام ایران و منوط شدن بازگشایی به افشای اطلاعات شرکتهای آسیبدیده و بسته حمایتی دولت، نشان میدهد که خودِ بازگشایی، بخشی از مسئله بزرگتر اعتماد نهادی است.
بازگشت اعتماد در بورس، فقط با تزریق نقدینگی یا محدودیت دامنه نوسان ایجاد نمیشود. اعتماد زمانی شکل میگیرد که سهامدار بداند اطلاعات مهم بهموقع منتشر میشود، تصمیمهای ناگهانی کمتر تکرار میشود و سیاستگذار میان حمایت از بازار و دستکاری مصنوعی قیمتها تفاوت قائل است. اگر بازار پس از بازگشایی صرفاً با بستههای کوتاهمدت گرم شود، احتمال شکلگیری هیجان موقت بالا میرود؛ هیجانی که شاید چند روز شاخص را بالا ببرد، اما در برابر نخستین خبر منفی، دوباره فرومیریزد.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که بورس آینهای از اقتصاد است. اگر فضای کلان کشور با ریسک سیاسی، محدودیت انرژی، نااطمینانی ارزی و رکود تولید همراه باشد، بازار سرمایه نمیتواند جزیرهای جدا از این واقعیتها باشد. بورس زمانی میتواند به مسیر عادی برگردد که شرکتها امکان برنامهریزی داشته باشند، سرمایهگذاران به ثبات مقررات امیدوار شوند و دولت از نگاه مقطعی به بازار فاصله بگیرد. در نتیجه، بازگشایی بورس پس از توقف طولانی، فقط باز شدن یک بازار نیست؛ آزمونی است برای سنجش اینکه اقتصاد ایران تا چه اندازه میتواند از فضای اضطرار به مسیر پیشبینیپذیری بازگردد.