در دوران دانشجویی هم میتوان کارآفرین برتر کشور شد
گفتوگو با امیر براتی، دانشجوی سبزواری رشته مدیریت و کارآفرین برتر کشوری
کارآفرینی برای بسیاری از جوانان، واژهای بزرگ و دور از دسترس به نظر میرسد؛ مفهومی که گاهی تصور میشود فقط با سرمایه سنگین، تجربه طولانی و امکانات ویژه ممکن است. اما تجربه برخی دانشجویان نشان میدهد که مسیر موفقیت میتواند از دل همان روزهای دانشجویی، دغدغههای ساده، نیازهای روزمره و تلاشهای پیگیرانه آغاز شود. امیر براتی، دانشجوی رشته مدیریت، یکی از همین جوانانی است که توانست در کنار تحصیل، ایدهای کاربردی را دنبال کند و با پشتکار، آن را به یک کسبوکار جدی تبدیل کند؛ مسیری که در نهایت او را در جایگاه کارآفرین برتر کشوری قرار داد.
خبرنگار: کمی از خودتان، زندگی و تحصیلاتتان برای ما بگویید.
من امیر براتی هستم؛ از همان سالهای نوجوانی علاقه زیادی به فعالیتهای اجتماعی، مدیریتی و کارهای گروهی داشتم. همیشه برایم مهم بود که فقط درس خواندن بهتنهایی کافی نیست و انسان باید بتواند آموختههایش را در زندگی واقعی و در حل مسائل اطراف خود به کار بگیرد. در دوران مدرسه و بعد از آن در دوران دانشگاه، تلاش کردم علاوه بر تحصیل، در فعالیتهای اجرایی، فرهنگی و ایدهپردازی هم حضور داشته باشم.
ورود به دانشگاه برای من فقط شروع یک دوره آموزشی نبود؛ فرصتی بود برای شناخت بهتر جامعه، ارتباط با افراد مختلف و پیدا کردن مسئلههایی که میشد برای آنها راهحل طراحی کرد. رشته مدیریت نیز به من کمک کرد نگاه دقیقتری به کسبوکار، نیاز مخاطب، برنامهریزی، بازاریابی و کار تیمی داشته باشم. همین تجربهها آرامآرام باعث شد مسیر کارآفرینی برایم جدیتر شود.
خبرنگار: از کسبوکاری که راهاندازی کردهاید بگویید.
ایده اصلی کسبوکار ما از یک نیاز واقعی شروع شد. در فضای دانشگاه و میان دانشجویان، همیشه یک خلأ ارتباطی و خدماتی وجود داشت؛ دانشجوها برای دسترسی به برخی امکانات، اطلاعرسانیها، نیازمندیها و ارتباطات روزمره با دشواریهایی روبهرو بودند. ما تلاش کردیم این نیاز را به زبان ساده شناسایی کنیم و برای آن راهحلی کاربردی ارائه دهیم.
نتیجه این نگاه، شکلگیری یک اپلیکیشن و بستر ارتباطی بود که با هدف تسهیل ارتباط میان کاربران، ارائه خدمات مورد نیاز دانشجویان و ایجاد یک فضای منظمتر برای اطلاعرسانی و تعامل طراحی شد. در ابتدا کار بسیار ساده و محدود بود، اما به مرور با بازخورد گرفتن از کاربران، اصلاح ایده، اضافه کردن امکانات تازه و تلاش تیمی، مسیر جدیتری پیدا کرد.
برای ما مهم بود که کسبوکار فقط یک اسم یا یک نرمافزار نباشد؛ بلکه واقعاً مشکلی را حل کند. به همین دلیل تلاش کردیم از دل نیازهای واقعی مخاطبان حرکت کنیم، نه صرفاً از روی هیجان یا تقلید از نمونههای دیگر. همین موضوع باعث شد کار آرامآرام رشد کند و مورد توجه قرار بگیرد.
خبرنگار: مهمترین چالشهایی که در مسیر کاری با آن روبهرو شدید چه بود؟
هیچ مسیر کارآفرینی بدون چالش نیست. یکی از مهمترین چالشها برای ما، شروع کردن با امکانات محدود بود. وقتی دانشجو هستید، معمولاً نه سرمایه زیادی دارید، نه تیم بزرگ و نه تجربه کافی در بازار. اما همین محدودیتها گاهی باعث میشود خلاقتر فکر کنید و با دقت بیشتری قدم بردارید.
چالش دیگر، جلب اعتماد مخاطبان بود. وقتی یک ایده تازه مطرح میشود، طبیعی است که همه در ابتدا با تردید به آن نگاه کنند. باید ثابت میکردیم که این کار فقط یک طرح موقت یا دانشجویی نیست، بلکه میتواند به یک خدمت واقعی و قابل اعتماد تبدیل شود. برای رسیدن به این اعتماد، نیاز به صبر، استمرار، پاسخگویی و اصلاح مداوم داشتیم.
از طرف دیگر، هماهنگ کردن کار، درس، زندگی شخصی و مسئولیتهای تیمی هم ساده نبود. خیلی وقتها باید از زمان استراحت، تفریح و حتی بخشی از برنامههای شخصی میزدیم تا کار جلو برود. اما وقتی هدف روشن باشد، سختیها قابل تحملتر میشود.
خبرنگار: چطور میتوان هم دانشجو بود و هم کارآفرین؟
به نظر من دانشجو بودن و کارآفرین بودن نهتنها با هم تضاد ندارند، بلکه میتوانند مکمل یکدیگر باشند. دانشگاه محیطی است که در آن ایده، نیروی جوان، استاد، تجربه، ارتباطات و مسئلههای واقعی کنار هم قرار دارند. اگر دانشجو بتواند نگاه مسئلهمحور داشته باشد، از همین محیط میتواند مسیر کارآفرینی خود را شروع کند.
البته این کار نیاز به نظم دارد. کسی که میخواهد در دوران دانشجویی کسبوکار داشته باشد، باید زمان خود را مدیریت کند، اولویتهایش را بشناسد و از کارهای غیرضروری فاصله بگیرد. کارآفرینی فقط داشتن ایده نیست؛ تعهد، پیگیری، شکست خوردن، دوباره بلند شدن و یادگیری مداوم هم بخش مهمی از آن است.
بسیاری از دانشجویان فکر میکنند باید اول فارغالتحصیل شوند و بعد وارد کار شوند، اما من معتقدم اگر ایدهای وجود دارد و نیازی در جامعه دیده میشود، نباید شروع را بیش از حد عقب انداخت. شروع کوچک، بهتر از منتظر ماندن برای شرایط کامل است.
خبرنگار: درباره شیوه کار این اپلیکیشن بیشتر توضیح دهید.
هدف اصلی این اپلیکیشن، ایجاد یک فضای کاربردی و ساده برای پاسخ دادن به نیازهای مخاطبان، بهویژه دانشجویان و کاربران جوان بود. کاربران میتوانند از طریق این بستر به اطلاعات، خدمات، اطلاعرسانیها و ارتباطات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند. تلاش ما این بود که طراحی کار بهگونهای باشد که استفاده از آن پیچیده نباشد و مخاطب بتواند بدون دردسر با بخشهای مختلف ارتباط بگیرد.
ما در روند توسعه این کار، بازخورد کاربران را جدی گرفتیم. هر پیشنهادی که از سوی مخاطبان مطرح میشد، برای ما ارزشمند بود؛ چون باور داشتیم محصولی موفق است که از دل نیاز واقعی مردم رشد کند. به همین دلیل، اپلیکیشن به مرور اصلاح شد، امکانات آن کاملتر شد و مسیر حرفهایتری پیدا کرد.
این تجربه به ما نشان داد که فناوری وقتی ارزشمند است که زندگی مردم را سادهتر کند. اگر یک ابزار دیجیتال نتواند مسئلهای را حل کند یا ارتباطی را آسانتر نسازد، فقط یک ظاهر جذاب دارد. ما تلاش کردیم از این نگاه فاصله بگیریم و بیشتر روی کاربرد واقعی تمرکز کنیم.
خبرنگار: چه پیشنهادی برای دانشجویانی دارید که میخواهند کسبوکار خودشان را شروع کنند؟
پیشنهاد من این است که دانشجویان از کوچک شروع کردن نترسند. بسیاری از کسبوکارهای بزرگ، در ابتدا فقط یک ایده ساده بودهاند. مهم این است که فرد بتواند یک نیاز واقعی را پیدا کند، درباره آن تحقیق کند و بعد با امکانات موجود قدم اول را بردارد.
دانشجوها باید بدانند که شکست بخشی از مسیر است. هیچ ایدهای از همان ابتدا کامل نیست و هیچ کسبوکاری بدون آزمون و خطا رشد نمیکند. مهم این است که از هر اشتباه، چیزی یاد بگیرند و مسیر خود را اصلاح کنند.
همچنین توصیه میکنم کار تیمی را جدی بگیرند. یک فرد بهتنهایی میتواند ایدهپرداز خوبی باشد، اما برای ساختن یک کسبوکار پایدار، به تیم، همراهی، اعتماد و تقسیم مسئولیت نیاز است. انتخاب افراد درست، صداقت در همکاری و داشتن هدف مشترک، نقش بسیار مهمی در موفقیت دارد.
در نهایت باید بگویم دوران دانشجویی یکی از بهترین زمانها برای تجربه کردن، یاد گرفتن و ساختن آینده است. اگر دانشجو فقط منتظر مدرک بماند، فرصتهای زیادی را از دست میدهد. اما اگر از همین دوران برای رشد فردی، مهارتآموزی و کارآفرینی استفاده کند، میتواند آینده متفاوتی برای خود بسازد.