-->

ثبات سیاسی به رفاه اجتماعی گره خورده است

۱۴۰۵/۰۳/۱۳ 8 بازدید
لینک کپی شد
ثبات سیاسی فقط با کنترل امنیتی، قدرت دولت یا نبود اعتراض سنجیده نمی‌شود. جامعه ممکن است در ظاهر آرام باشد، اما در عمق خود دچار نارضایتی، بی‌اعتمادی و فشار انباشته باشد. ثبات واقعی زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند زندگی‌شان قابل پیش‌بینی است، نیازهای اساسی‌شان پاسخ داده می‌شود و آینده‌ای قابل تصور پیش روی آنان قرار دارد. از این منظر، ثبات سیاسی به رفاه اجتماعی گره خورده است.
مقاله «مقایسه تطبیقی متغیرهای هم‌رفتار با شاخص ثبات سیاسی بین کشورهای حوزه MENA و کشورهای عضو OECD» دقیقاً به همین پیوند توجه دارد. مقایسه میان کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا با کشورهای عضو OECD نشان می‌دهد که ثبات سیاسی فقط محصول ساختار سیاسی نیست؛ بلکه با شاخص‌هایی مانند سلامت، آموزش، جمعیت، حمایت اجتماعی، اشتغال و کیفیت زندگی ارتباط نزدیک دارد.
در بسیاری از کشورهای منطقه MENA، جمعیت جوان، بیکاری، فشار اقتصادی، ضعف خدمات عمومی و نابرابری، ظرفیت بی‌ثباتی را افزایش می‌دهد. جوانی که تحصیل کرده اما شغل ندارد، خانواده‌ای که با تورم و کاهش قدرت خرید روبه‌روست، منطقه‌ای که از خدمات عمومی محروم مانده و جامعه‌ای که احساس می‌کند صدایش شنیده نمی‌شود، همگی زمینه‌های بی‌ثباتی را در خود دارند. این بی‌ثباتی ممکن است فوراً به بحران تبدیل نشود، اما به‌صورت تدریجی سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند.
در مقابل، کشورهای با سطح بالاتر رفاه اجتماعی معمولاً توان بیشتری برای حفظ ثبات دارند. وقتی نظام سلامت قابل اتکاست، آموزش عمومی کیفیت دارد، بیمه و حمایت اجتماعی فعال است، بازار کار فرصت ایجاد می‌کند و شهروندان احساس می‌کنند در تصمیم‌ها سهم دارند، جامعه در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر می‌شود. رفاه اجتماعی مانند ضربه‌گیر عمل می‌کند؛ فشارها را کاهش می‌دهد و مانع تبدیل نارضایتی به بحران سیاسی می‌شود.
یکی از نکات مهم این است که ثبات سیاسی را نباید فقط در سطح دولت دید. ثبات از درون جامعه ساخته می‌شود. اگر خانواده‌ها از نظر اقتصادی فرسوده باشند، اگر مناطق محروم احساس تبعیض کنند، اگر جوانان امکان پیشرفت نبینند و اگر خدمات عمومی عادلانه توزیع نشود، ثبات سیاسی به‌تدریج شکننده می‌شود. در چنین شرایطی، حتی یک حادثه کوچک می‌تواند نارضایتی‌های انباشته را فعال کند.
برای ایران امروز، این بحث اهمیت ویژه دارد. تورم، بیکاری، نابرابری منطقه‌ای، بحران آب، مهاجرت نخبگان، کاهش امید اجتماعی و فشار بر طبقه متوسط، فقط مسئله اقتصادی یا اجتماعی نیستند؛ هرکدام می‌توانند بر ثبات سیاسی اثر بگذارند. سیاست‌گذاری هوشمند باید این پیوند را جدی بگیرد. نمی‌توان از ثبات سیاسی سخن گفت اما نسبت به رفاه، عدالت و کیفیت زندگی مردم بی‌تفاوت بود.
رفاه اجتماعی همچنین اعتماد تولید می‌کند. وقتی مردم ببینند دولت در آموزش، سلامت، اشتغال، مسکن و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر کارآمد است، احساس تعلق و همراهی افزایش می‌یابد. اما اگر خدمات عمومی ضعیف باشد و شکاف میان وعده و واقعیت بیشتر شود، اعتماد کاهش پیدا می‌کند. بی‌اعتمادی یکی از مهم‌ترین تهدیدهای ثبات سیاسی است، زیرا حتی تصمیم‌های درست را هم با تردید و مقاومت مواجه می‌کند.
به بیان روشن، ثبات سیاسی با رفاه اجتماعی آغاز می‌شود. جامعه‌ای که مردمش امنیت معیشتی، فرصت رشد، سلامت، آموزش و کرامت داشته باشند، کمتر به سمت بحران می‌رود. اما جامعه‌ای که رفاه را به حاشیه براند، ناگزیر باید هزینه بی‌ثباتی را در سیاست، اقتصاد و امنیت بپردازد. ثبات پایدار نه از سکوت جامعه، بلکه از رضایت نسبی، امید و احساس عدالت ساخته می‌شود.