-->
محیط زیست، پیوست تشریفاتی توسعه نیست
لینک کپی شد
محیط زیست در بسیاری از برنامههای توسعه حضور دارد، اما اغلب بهعنوان پیوست، بند تکمیلی یا عبارت تزئینی. در اسناد رسمی از حفاظت از منابع طبیعی، کنترل آلودگی، مدیریت آب و توسعه پایدار سخن گفته میشود، اما در عمل، پروژههای عمرانی، صنعتی و اقتصادی گاهی بدون توجه جدی به ظرفیت طبیعت اجرا میشوند. نتیجه این است که محیط زیست دیده میشود، اما تعیینکننده نیست.
مقاله «جایگاه محیط زیست در برنامههای پنجساله توسعه از منظر هفت عنوان منتخب» بر همین فاصله میان متن برنامه و واقعیت اجرا تأکید دارد. پرسش اصلی این است که آیا محیط زیست واقعاً بخشی از منطق توسعه بوده یا فقط در کنار توسعه قرار گرفته است؟ اگر محیط زیست فقط پس از طراحی پروژهها بهعنوان پیوست بررسی شود، نقش آن تشریفاتی خواهد بود. اما اگر از ابتدا در مرکز تصمیمگیری باشد، میتواند مسیر توسعه را اصلاح کند.
توسعهای که محیط زیست را جدی نگیرد، در بلندمدت خود را تخریب میکند. سدسازی بدون توجه به حقابهها، کشاورزی پرمصرف در مناطق خشک، شهرسازی بیضابطه، صنعت آلاینده، بهرهبرداری بیرویه از خاک و جنگل، و بیتوجهی به تغییرات اقلیمی، ممکن است در کوتاهمدت رشد و اشتغال ایجاد کند، اما در بلندمدت بحران تولید میکند. بحران آب، فرونشست زمین، آلودگی هوا، خشک شدن تالابها و افزایش گردوغبار نمونههایی از این توسعه ناپایدارند.
محیط زیست فقط مسئله طبیعت نیست؛ مسئله اقتصاد، سلامت، امنیت غذایی، مهاجرت، عدالت اجتماعی و آینده نسلهاست. وقتی آب کم میشود، کشاورزی آسیب میبیند. وقتی هوا آلوده میشود، هزینه درمان افزایش مییابد. وقتی خاک فرسوده میشود، تولید غذا تهدید میشود. وقتی روستاها با بحران منابع روبهرو میشوند، مهاجرت افزایش مییابد. بنابراین تخریب محیط زیست، دیر یا زود به بحران اجتماعی و اقتصادی تبدیل میشود.
یکی از خطاهای مهم برنامهریزی توسعه این است که طبیعت را منبعی بیپایان فرض میکند. در چنین نگاهی، آب، خاک، هوا و منابع طبیعی فقط ابزار رشد هستند. اما توسعه پایدار میگوید طبیعت شرط رشد است، نه حاشیه آن. اگر منابع پایه از بین بروند، هیچ برنامه اقتصادی نمیتواند پایدار بماند.
برای ایران، این مسئله بسیار حیاتی است. کشور با اقلیم خشک، کاهش بارش، مصرف بالای آب، فشار بر منابع زیرزمینی، آلودگی کلانشهرها و تخریب زیستبومها روبهروست. در چنین وضعیتی، محیط زیست نباید در پایان برنامه توسعه بررسی شود؛ باید در آغاز آن قرار گیرد. هر پروژه باید از خود بپرسد: این تصمیم با آب، خاک، هوا و سلامت مردم چه میکند؟
محیط زیست زمانی از حالت تشریفاتی خارج میشود که ضمانت اجرا داشته باشد. یعنی ارزیابی زیستمحیطی باید واقعی، مستقل و الزامآور باشد. دستگاههای اجرایی باید در برابر تخریب پاسخگو باشند. بودجه حفاظت محیط زیست باید متناسب با اهمیت آن افزایش یابد. مردم و نهادهای مدنی باید حق نظارت داشته باشند. دادههای زیستمحیطی باید شفاف منتشر شوند.
به بیان روشن، محیط زیست پیوست تشریفاتی توسعه نیست؛ شرط ادامه توسعه است. کشوری که آب، خاک و هوای خود را فرسوده کند، در واقع آینده اقتصادی و اجتماعی خود را مصرف کرده است. توسعه واقعی زمانی آغاز میشود که طبیعت نه مانع پیشرفت، بلکه پایه پیشرفت دانسته شود.
مقاله «جایگاه محیط زیست در برنامههای پنجساله توسعه از منظر هفت عنوان منتخب» بر همین فاصله میان متن برنامه و واقعیت اجرا تأکید دارد. پرسش اصلی این است که آیا محیط زیست واقعاً بخشی از منطق توسعه بوده یا فقط در کنار توسعه قرار گرفته است؟ اگر محیط زیست فقط پس از طراحی پروژهها بهعنوان پیوست بررسی شود، نقش آن تشریفاتی خواهد بود. اما اگر از ابتدا در مرکز تصمیمگیری باشد، میتواند مسیر توسعه را اصلاح کند.
توسعهای که محیط زیست را جدی نگیرد، در بلندمدت خود را تخریب میکند. سدسازی بدون توجه به حقابهها، کشاورزی پرمصرف در مناطق خشک، شهرسازی بیضابطه، صنعت آلاینده، بهرهبرداری بیرویه از خاک و جنگل، و بیتوجهی به تغییرات اقلیمی، ممکن است در کوتاهمدت رشد و اشتغال ایجاد کند، اما در بلندمدت بحران تولید میکند. بحران آب، فرونشست زمین، آلودگی هوا، خشک شدن تالابها و افزایش گردوغبار نمونههایی از این توسعه ناپایدارند.
محیط زیست فقط مسئله طبیعت نیست؛ مسئله اقتصاد، سلامت، امنیت غذایی، مهاجرت، عدالت اجتماعی و آینده نسلهاست. وقتی آب کم میشود، کشاورزی آسیب میبیند. وقتی هوا آلوده میشود، هزینه درمان افزایش مییابد. وقتی خاک فرسوده میشود، تولید غذا تهدید میشود. وقتی روستاها با بحران منابع روبهرو میشوند، مهاجرت افزایش مییابد. بنابراین تخریب محیط زیست، دیر یا زود به بحران اجتماعی و اقتصادی تبدیل میشود.
یکی از خطاهای مهم برنامهریزی توسعه این است که طبیعت را منبعی بیپایان فرض میکند. در چنین نگاهی، آب، خاک، هوا و منابع طبیعی فقط ابزار رشد هستند. اما توسعه پایدار میگوید طبیعت شرط رشد است، نه حاشیه آن. اگر منابع پایه از بین بروند، هیچ برنامه اقتصادی نمیتواند پایدار بماند.
برای ایران، این مسئله بسیار حیاتی است. کشور با اقلیم خشک، کاهش بارش، مصرف بالای آب، فشار بر منابع زیرزمینی، آلودگی کلانشهرها و تخریب زیستبومها روبهروست. در چنین وضعیتی، محیط زیست نباید در پایان برنامه توسعه بررسی شود؛ باید در آغاز آن قرار گیرد. هر پروژه باید از خود بپرسد: این تصمیم با آب، خاک، هوا و سلامت مردم چه میکند؟
محیط زیست زمانی از حالت تشریفاتی خارج میشود که ضمانت اجرا داشته باشد. یعنی ارزیابی زیستمحیطی باید واقعی، مستقل و الزامآور باشد. دستگاههای اجرایی باید در برابر تخریب پاسخگو باشند. بودجه حفاظت محیط زیست باید متناسب با اهمیت آن افزایش یابد. مردم و نهادهای مدنی باید حق نظارت داشته باشند. دادههای زیستمحیطی باید شفاف منتشر شوند.
به بیان روشن، محیط زیست پیوست تشریفاتی توسعه نیست؛ شرط ادامه توسعه است. کشوری که آب، خاک و هوای خود را فرسوده کند، در واقع آینده اقتصادی و اجتماعی خود را مصرف کرده است. توسعه واقعی زمانی آغاز میشود که طبیعت نه مانع پیشرفت، بلکه پایه پیشرفت دانسته شود.