ایران در برابر آمریکا؛ بهترین استراتژی واقعاً چیست؟
لینک کپی شد
تقابل ایران و آمریکا فقط یک منازعه سیاسی نیست؛ یک بازی پیچیده قدرت، هزینه و ریسک است. مقاله «تبیین الگوی رفتار بهینه جمهوری اسلامی ایران در رویارویی با آمریکا» با استفاده از نظریه بازیها نشان میدهد که در چنین مواجههای، تصمیم درست الزاماً تهاجمیترین تصمیم نیست، بلکه راهبردی است که بتواند هزینه جنگ را برای طرف مقابل بالا ببرد و همزمان از ورود کشور به درگیری مستقیم جلوگیری کند (گلدانی، ۱۳۹۷).
بر اساس این تحلیل، ایران در برابر آمریکا با نوعی تقابل نامتقارن روبهروست؛ یعنی یک طرف از توان اقتصادی، نظامی و رسانهای گستردهتری برخوردار است و طرف دیگر باید با ترکیبی از بازدارندگی، چانهزنی و مدیریت ریسک، منافع خود را حفظ کند. در این وضعیت، الگوی «بازی جوجه» توضیح میدهد که اگر هر دو طرف تا نقطه برخورد پیش بروند، نتیجه میتواند برای هر دو پرهزینه باشد؛ بنابراین هنر سیاستگذاری این است که کشور ضمن نشان دادن آمادگی، مسیر درگیری مستقیم را کنترل کند (گلدانی، ۱۳۹۷).
اهمیت این بحث امروز، با بازگشت فشار تحریمها، تهدیدهای منطقهای و جنگ روانی علیه ایران، بیشتر شده است. تحریمها فقط ابزار اقتصادی نیستند؛ هدف آنها تغییر محاسبات امنیتی، اجتماعی و سیاسی کشور است. وقتی فشار بر معیشت مردم افزایش مییابد، هزینه تصمیمگیری برای حاکمیت نیز بالا میرود. در چنین شرایطی، راهبرد بهینه ایران باید همزمان دو سطح را مدیریت کند: نخست، بازدارندگی خارجی در برابر تهدید نظامی؛ دوم، تقویت تابآوری داخلی از مسیر کنترل فشار اقتصادی، حفظ رفاه عمومی و جلوگیری از فرسایش اجتماعی.
از منظر نظریه دورنما، دولتها در وضعیت تهدید، صرفاً بر اساس سود و زیان قطعی تصمیم نمیگیرند، بلکه ادراک آنها از خطر و احتمال خسارت تعیینکننده است. بنابراین ایران زمانی میتواند قدرت چانهزنی خود را افزایش دهد که طرف مقابل احساس کند هزینه فشار بیشتر، از سود احتمالی آن بالاتر است. این همان نقطهای است که بازدارندگی هوشمند، دیپلماسی فعال و انسجام داخلی به هم گره میخورند.
در نهایت، پیام مقاله روشن است: در برابر آمریکا، بهترین راهبرد نه تسلیم است و نه جنگ مستقیم؛ بلکه ترکیبی از مقاومت محاسبهشده، افزایش هزینه تهدید برای طرف مقابل، حفظ مسیر دیپلماسی و تقویت پایههای اقتصادی و اجتماعی داخل کشور است. چنین الگویی میتواند ایران را از دام تصمیمهای پرهزینه دور کند و قدرت مانور آن را در برابر فشارهای خارجی افزایش دهد (گلدانی، ۱۳۹۷).
منبع:
گلدانی، م. (۱۳۹۷). تبیین الگوی رفتار بهینه جمهوری اسلامی ایران در رویارویی با آمریکا. دومین همایش ملی اقتصاد دفاع، دانشگاه عالی دفاع ملی.
بر اساس این تحلیل، ایران در برابر آمریکا با نوعی تقابل نامتقارن روبهروست؛ یعنی یک طرف از توان اقتصادی، نظامی و رسانهای گستردهتری برخوردار است و طرف دیگر باید با ترکیبی از بازدارندگی، چانهزنی و مدیریت ریسک، منافع خود را حفظ کند. در این وضعیت، الگوی «بازی جوجه» توضیح میدهد که اگر هر دو طرف تا نقطه برخورد پیش بروند، نتیجه میتواند برای هر دو پرهزینه باشد؛ بنابراین هنر سیاستگذاری این است که کشور ضمن نشان دادن آمادگی، مسیر درگیری مستقیم را کنترل کند (گلدانی، ۱۳۹۷).
اهمیت این بحث امروز، با بازگشت فشار تحریمها، تهدیدهای منطقهای و جنگ روانی علیه ایران، بیشتر شده است. تحریمها فقط ابزار اقتصادی نیستند؛ هدف آنها تغییر محاسبات امنیتی، اجتماعی و سیاسی کشور است. وقتی فشار بر معیشت مردم افزایش مییابد، هزینه تصمیمگیری برای حاکمیت نیز بالا میرود. در چنین شرایطی، راهبرد بهینه ایران باید همزمان دو سطح را مدیریت کند: نخست، بازدارندگی خارجی در برابر تهدید نظامی؛ دوم، تقویت تابآوری داخلی از مسیر کنترل فشار اقتصادی، حفظ رفاه عمومی و جلوگیری از فرسایش اجتماعی.
از منظر نظریه دورنما، دولتها در وضعیت تهدید، صرفاً بر اساس سود و زیان قطعی تصمیم نمیگیرند، بلکه ادراک آنها از خطر و احتمال خسارت تعیینکننده است. بنابراین ایران زمانی میتواند قدرت چانهزنی خود را افزایش دهد که طرف مقابل احساس کند هزینه فشار بیشتر، از سود احتمالی آن بالاتر است. این همان نقطهای است که بازدارندگی هوشمند، دیپلماسی فعال و انسجام داخلی به هم گره میخورند.
در نهایت، پیام مقاله روشن است: در برابر آمریکا، بهترین راهبرد نه تسلیم است و نه جنگ مستقیم؛ بلکه ترکیبی از مقاومت محاسبهشده، افزایش هزینه تهدید برای طرف مقابل، حفظ مسیر دیپلماسی و تقویت پایههای اقتصادی و اجتماعی داخل کشور است. چنین الگویی میتواند ایران را از دام تصمیمهای پرهزینه دور کند و قدرت مانور آن را در برابر فشارهای خارجی افزایش دهد (گلدانی، ۱۳۹۷).
منبع:
گلدانی، م. (۱۳۹۷). تبیین الگوی رفتار بهینه جمهوری اسلامی ایران در رویارویی با آمریکا. دومین همایش ملی اقتصاد دفاع، دانشگاه عالی دفاع ملی.