چرا کشور ضعیفتر گاهی وارد تقابل میشود؟
لینک کپی شد
در نگاه اول، ورود یک کشور ضعیفتر به تقابل با قدرتی بزرگتر، تصمیمی پرهزینه و حتی غیرعقلانی به نظر میرسد؛ اما مقاله «الگویی برای تبیین بهینه رفتار اقتصادی کشورها در تقابلات نامتقارن قدرت با استفاده از نظریه بازیها و تئوری چشمانداز» نشان میدهد که این رفتار همیشه از جنس ماجراجویی نیست. گاهی کشور ضعیفتر وارد تقابل میشود، چون عقبنشینی کامل میتواند هزینهای بزرگتر از مقاومت کنترلشده داشته باشد (گلدانی، ۱۳۹۶).
بر اساس نظریه بازیها، در تقابل نامتقارن، کشور قدرتمند معمولاً تلاش میکند با تهدید، تحریم یا فشار نظامی، طرف ضعیفتر را وادار به همکاری کند. اما اگر کشور ضعیفتر احساس کند که عقبنشینی، به از دست رفتن منافع حیاتی، کاهش استقلال یا تکرار فشارهای بعدی منجر میشود، ممکن است راهبرد تقابل محدود را انتخاب کند. در اینجا هدف، پیروزی کامل بر قدرت بزرگتر نیست؛ هدف، افزایش هزینههای طرف مقابل و جلوگیری از تحمیل اراده یکجانبه است.
تئوری چشمانداز نیز توضیح میدهد که دولتها در شرایط تهدید، مانند بازیگران عادیِ اقتصادی رفتار نمیکنند. وقتی کشور خود را در «حوزه زیان» ببیند، یعنی احساس کند تحریم، تهدید یا فشار خارجی موجودیت یا منافع اصلیاش را تهدید میکند، ریسکپذیرتر میشود. به همین دلیل، کشور ضعیفتر ممکن است به جای تسلیم، گزینهای پرریسکتر اما بازدارندهتر را انتخاب کند (گلدانی، ۱۳۹۶).
این تحلیل برای وضعیت ایران در برابر تحریمها و تهدیدهای خارجی قابل توجه است. تحریم وقتی فقط فشار اقتصادی نباشد و به ابزار تغییر رفتار سیاسی، محدودسازی توان دفاعی یا کاهش قدرت منطقهای تبدیل شود، میتواند منطق تصمیمگیری کشور را تغییر دهد. در چنین شرایطی، تقابل کنترلشده میتواند نوعی پیام راهبردی باشد: اینکه ادامه فشار، بدون هزینه نخواهد بود.
بنابراین، کشور ضعیفتر زمانی وارد تقابل میشود که احساس کند سازش یکطرفه، امنیت آیندهاش را کاهش میدهد. این تقابل اگر هوشمندانه باشد، نه به معنای جنگطلبی است و نه انکار تفاوت قدرت؛ بلکه تلاشی است برای ساختن بازدارندگی، حفظ قدرت چانهزنی و جلوگیری از تبدیل ضعف نسبی به وابستگی دائمی.
منبع:
گلدانی، م. (۱۳۹۶). الگویی برای تبیین بهینه رفتار اقتصادی کشورها در تقابلات نامتقارن قدرت با استفاده از نظریه بازیها و تئوری چشمانداز. فصلنامه اقتصاد دفاع، ۷(۳)، ۷۳۹–۷۷۱.
بر اساس نظریه بازیها، در تقابل نامتقارن، کشور قدرتمند معمولاً تلاش میکند با تهدید، تحریم یا فشار نظامی، طرف ضعیفتر را وادار به همکاری کند. اما اگر کشور ضعیفتر احساس کند که عقبنشینی، به از دست رفتن منافع حیاتی، کاهش استقلال یا تکرار فشارهای بعدی منجر میشود، ممکن است راهبرد تقابل محدود را انتخاب کند. در اینجا هدف، پیروزی کامل بر قدرت بزرگتر نیست؛ هدف، افزایش هزینههای طرف مقابل و جلوگیری از تحمیل اراده یکجانبه است.
تئوری چشمانداز نیز توضیح میدهد که دولتها در شرایط تهدید، مانند بازیگران عادیِ اقتصادی رفتار نمیکنند. وقتی کشور خود را در «حوزه زیان» ببیند، یعنی احساس کند تحریم، تهدید یا فشار خارجی موجودیت یا منافع اصلیاش را تهدید میکند، ریسکپذیرتر میشود. به همین دلیل، کشور ضعیفتر ممکن است به جای تسلیم، گزینهای پرریسکتر اما بازدارندهتر را انتخاب کند (گلدانی، ۱۳۹۶).
این تحلیل برای وضعیت ایران در برابر تحریمها و تهدیدهای خارجی قابل توجه است. تحریم وقتی فقط فشار اقتصادی نباشد و به ابزار تغییر رفتار سیاسی، محدودسازی توان دفاعی یا کاهش قدرت منطقهای تبدیل شود، میتواند منطق تصمیمگیری کشور را تغییر دهد. در چنین شرایطی، تقابل کنترلشده میتواند نوعی پیام راهبردی باشد: اینکه ادامه فشار، بدون هزینه نخواهد بود.
بنابراین، کشور ضعیفتر زمانی وارد تقابل میشود که احساس کند سازش یکطرفه، امنیت آیندهاش را کاهش میدهد. این تقابل اگر هوشمندانه باشد، نه به معنای جنگطلبی است و نه انکار تفاوت قدرت؛ بلکه تلاشی است برای ساختن بازدارندگی، حفظ قدرت چانهزنی و جلوگیری از تبدیل ضعف نسبی به وابستگی دائمی.
منبع:
گلدانی، م. (۱۳۹۶). الگویی برای تبیین بهینه رفتار اقتصادی کشورها در تقابلات نامتقارن قدرت با استفاده از نظریه بازیها و تئوری چشمانداز. فصلنامه اقتصاد دفاع، ۷(۳)، ۷۳۹–۷۷۱.