بحران انرژی ایران؛ مسئله مصرف است یا سیاست‌گذاری؟

بحران انرژی ایران؛ مسئله مصرف است یا سیاست‌گذاری؟

۱۴۰۵/۰۲/۳۰ 26 بازدید
لینک کپی شد
مقاله «سیاست‌گذاری انرژی در شرایط بحران: بررسی و تحلیل دو متغیر شدت انرژی و مصرف انرژی با رویکرد داده‌کاوی در ایران» دقیقاً به نقطه‌ای دست می‌گذارد که امروز برای ایران حیاتی شده است: بحران انرژی فقط مسئله «زیاد مصرف کردن مردم» نیست؛ مسئله اصلی، ترکیب مصرف بالا، شدت انرژی نامطلوب و سیاست‌گذاری ناکارآمد است.
ایران از نظر منابع نفت و گاز کشوری فقیر نیست، اما در عمل با کمبود برق، فشار بر شبکه گاز، فرسودگی زیرساخت‌ها و مصرف غیرهدفمند روبه‌روست. شاخص «شدت انرژی» نشان می‌دهد برای تولید هر واحد ارزش اقتصادی، چه مقدار انرژی مصرف می‌شود؛ هرچه این شاخص بالاتر باشد، یعنی اقتصاد انرژی بیشتری می‌سوزاند اما خروجی اقتصادی متناسبی تولید نمی‌کند. آژانس بین‌المللی انرژی نیز شدت انرژی را یکی از معیارهای مهم برای سنجش کارایی مصرف انرژی در اقتصاد معرفی می‌کند.
اهمیت این بحث در وضعیت امروز، با جنگ و تنش‌های منطقه‌ای چند برابر شده است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد جنگ مرتبط با ایران و اختلال در مسیرهای انرژی، بازار جهانی نفت و گاز را تحت فشار گذاشته و حتی اروپا را دوباره درگیر نگرانی از شوک انرژی کرده است. در چنین شرایطی، کشوری مثل ایران اگرچه دارنده منابع انرژی است، اما به دلیل تحریم، فرسودگی سرمایه‌گذاری و مصرف نامتوازن، نمی‌تواند با خیال آسوده از مزیت انرژی خود بهره ببرد.
مسئله اینجاست که سال‌ها قیمت‌گذاری نادرست، یارانه‌های سنگین، ضعف بهره‌وری در صنعت، ساختمان‌های پرمصرف و ناوگان حمل‌ونقل فرسوده، مصرف انرژی را از منطق اقتصادی جدا کرده است. نتیجه آن شده که در تابستان مسئله برق داریم، در زمستان مسئله گاز، و در تمام سال مسئله آلودگی، اتلاف منابع و فشار بر بودجه عمومی.
از منظر سیاست‌گذاری، بحران انرژی ایران بیش از آنکه بحران «کمبود منبع» باشد، بحران «مدیریت منبع» است. وقتی انرژی ارزان اما فناوری فرسوده باشد، مصرف بالا می‌رود؛ وقتی سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی و انرژی‌های تجدیدپذیر عقب بماند، فشار روی گاز و برق بیشتر می‌شود؛ و وقتی تحریم‌ها دسترسی به فناوری و سرمایه را محدود کنند، بحران داخلی با بحران خارجی گره می‌خورد. تحلیل‌های جدید نیز تأکید دارند که بحران انرژی ایران حاصل ترکیبی از تحریم، مدیریت ناکارآمد، یارانه‌های گسترده و ضعف زیرساختی است.
در شرایط جنگی یا شبه‌جنگی، انرژی فقط کالای اقتصادی نیست؛ ابزار امنیت ملی است. اگر شبکه برق، گاز و سوخت آسیب‌پذیر باشد، تاب‌آوری کشور در برابر فشار خارجی کاهش می‌یابد. بنابراین پاسخ به بحران انرژی، صرفاً توصیه به صرفه‌جویی مردم نیست؛ باید از اصلاح سیاست صنعتی، نوسازی نیروگاه‌ها، کاهش شدت انرژی، هدفمندسازی واقعی یارانه‌ها و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های جایگزین آغاز شود.
پیام اصلی این مقاله برای ایران امروز روشن است: کشوری که منابع انرژی دارد اما شدت انرژی بالایی دارد، در عمل بخشی از قدرت خود را می‌سوزاند. امنیت انرژی آینده ایران نه فقط در چاه‌های نفت و میدان‌های گاز، بلکه در کیفیت سیاست‌گذاری، بهره‌وری و مدیریت مصرف تعیین می‌شود.
منبع:
گلدانی، م. مقاله «سیاست‌گذاری انرژی در شرایط بحران: بررسی و تحلیل دو متغیر شدت انرژی و مصرف انرژی با رویکرد داده‌کاوی در ایران».