قفقاز یا OECD؛ ثبات سیاسی از کجا میآید؟
لینک کپی شد
مقاله «ثبات سیاسی در دو منطقه قفقاز و کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی: مقایسه تطبیقی» نشان میدهد که ثبات سیاسی در همه کشورها از یک مسیر واحد ساخته نمیشود. در برخی کشورها، اقتصاد و سلامت عمومی مهمترین متغیرهای تعیینکنندهاند؛ در برخی دیگر، ساختار جمعیتی، حمایت اجتماعی و کیفیت نهادها نقش پررنگتری دارند.
در منطقه قفقاز، ثبات سیاسی بیش از هر چیز با وضعیت اقتصادی، سلامت عمومی و شرایط اجتماعی مردم گره خورده است. تجربه تاریخی این منطقه، از فروپاشی شوروی تا تنشهای قومی و رقابتهای ژئوپلیتیک، نشان داده که هر شوک اقتصادی یا اجتماعی میتواند به سرعت به بیثباتی سیاسی تبدیل شود. به همین دلیل، شاخصهایی مانند سلامت، اشتغال، وضعیت جمعیتی و رفاه اجتماعی در توضیح رفتار ثبات سیاسی اهمیت بالایی پیدا میکنند (گلدانی و اسدی، ۱۴۰۲).
در مقابل، کشورهای عضو OECD به دلیل برخورداری از نهادهای جاافتادهتر، نظامهای حمایتی گستردهتر و زیرساختهای اجتماعی پایدارتر، در برابر بحرانهای کوتاهمدت مقاومترند. در این کشورها، ثبات سیاسی کمتر به یک شوک اقتصادی فوری وابسته است و بیشتر از کیفیت حکمرانی، ساختار جمعیتی و شبکههای حمایت اجتماعی تغذیه میکند.
اهمیت این مقایسه برای ایران امروز در این است که ایران، مانند بسیاری از کشورهای پیرامونی، در برابر فشارهای اقتصادی، تحریم، تورم و نارضایتیهای معیشتی آسیبپذیر است. وقتی مردم احساس کنند سلامت، شغل، درآمد و آینده فرزندانشان در معرض تهدید است، ثبات سیاسی نیز شکنندهتر میشود. بنابراین ثبات فقط از مسیر کنترل سیاسی به دست نمیآید؛ بلکه از دل رفاه، عدالت، سلامت و اشتغال پایدار ساخته میشود.
پیام مقاله روشن است: کشورهایی باثباتترند که بحرانهای اقتصادی و اجتماعی را پیش از تبدیل شدن به بحران سیاسی مدیریت میکنند. قفقاز نشان میدهد که بیتوجهی به اقتصاد و رفاه عمومی میتواند جامعه را شکننده کند؛ OECD نشان میدهد که سرمایهگذاری بلندمدت بر نهادها، حمایت اجتماعی و سلامت عمومی، سپر ثبات سیاسی است.
منبع:
گلدانی، م. و اسدی، ث. (۱۴۰۲). ثبات سیاسی در دو منطقه قفقاز و کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی: مقایسه تطبیقی.
در منطقه قفقاز، ثبات سیاسی بیش از هر چیز با وضعیت اقتصادی، سلامت عمومی و شرایط اجتماعی مردم گره خورده است. تجربه تاریخی این منطقه، از فروپاشی شوروی تا تنشهای قومی و رقابتهای ژئوپلیتیک، نشان داده که هر شوک اقتصادی یا اجتماعی میتواند به سرعت به بیثباتی سیاسی تبدیل شود. به همین دلیل، شاخصهایی مانند سلامت، اشتغال، وضعیت جمعیتی و رفاه اجتماعی در توضیح رفتار ثبات سیاسی اهمیت بالایی پیدا میکنند (گلدانی و اسدی، ۱۴۰۲).
در مقابل، کشورهای عضو OECD به دلیل برخورداری از نهادهای جاافتادهتر، نظامهای حمایتی گستردهتر و زیرساختهای اجتماعی پایدارتر، در برابر بحرانهای کوتاهمدت مقاومترند. در این کشورها، ثبات سیاسی کمتر به یک شوک اقتصادی فوری وابسته است و بیشتر از کیفیت حکمرانی، ساختار جمعیتی و شبکههای حمایت اجتماعی تغذیه میکند.
اهمیت این مقایسه برای ایران امروز در این است که ایران، مانند بسیاری از کشورهای پیرامونی، در برابر فشارهای اقتصادی، تحریم، تورم و نارضایتیهای معیشتی آسیبپذیر است. وقتی مردم احساس کنند سلامت، شغل، درآمد و آینده فرزندانشان در معرض تهدید است، ثبات سیاسی نیز شکنندهتر میشود. بنابراین ثبات فقط از مسیر کنترل سیاسی به دست نمیآید؛ بلکه از دل رفاه، عدالت، سلامت و اشتغال پایدار ساخته میشود.
پیام مقاله روشن است: کشورهایی باثباتترند که بحرانهای اقتصادی و اجتماعی را پیش از تبدیل شدن به بحران سیاسی مدیریت میکنند. قفقاز نشان میدهد که بیتوجهی به اقتصاد و رفاه عمومی میتواند جامعه را شکننده کند؛ OECD نشان میدهد که سرمایهگذاری بلندمدت بر نهادها، حمایت اجتماعی و سلامت عمومی، سپر ثبات سیاسی است.
منبع:
گلدانی، م. و اسدی، ث. (۱۴۰۲). ثبات سیاسی در دو منطقه قفقاز و کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی: مقایسه تطبیقی.