چرا مردم کمتر ازدواج می‌کنند؟

چرا مردم کمتر ازدواج می‌کنند؟

۱۴۰۵/۰۲/۳۰ 23 بازدید
لینک کپی شد
ازدواج در ایران دیگر فقط یک تصمیم عاطفی یا خانوادگی نیست؛ امروز بیش از هر زمان دیگری به مسئله‌ای اقتصادی تبدیل شده است. جوانان برای تشکیل خانواده، پیش از هر چیز با پرسش‌هایی روبه‌رو هستند که ریشه در معیشت دارد: آیا شغل پایدار وجود دارد؟ آیا درآمد برای اجاره خانه، هزینه زندگی و آینده فرزند کافی است؟ آیا تورم اجازه برنامه‌ریزی بلندمدت می‌دهد؟ مقاله «بررسی و تحلیل اقتصادی متغیرهای کلان مؤثر بر شاخص تمایل به تأهل در ایران» دقیقاً از همین زاویه به مسئله نگاه می‌کند و نشان می‌دهد که کاهش تمایل به ازدواج، فقط یک تغییر فرهنگی نیست؛ بلکه نتیجه فشارهای اقتصادی انباشته بر خانواده‌ها و جوانان است.
در این پژوهش، شاخصی با عنوان «شاخص تمایل به تأهل» معرفی شده است؛ شاخصی که نشان می‌دهد به ازای هر طلاق، چند ازدواج در یک سال ثبت می‌شود. کاهش این شاخص به معنای آن است که نسبت ازدواج به طلاق پایین آمده و جامعه با ضعف در تشکیل و پایداری خانواده روبه‌رو شده است. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد که این شاخص در ایران روندی نزولی داشته و همین موضوع می‌تواند زنگ خطری برای آینده خانواده، جمعیت و ثبات اجتماعی باشد.
یکی از مهم‌ترین نتایج پژوهش، نقش مثبت رشد اقتصادی در افزایش تمایل به تأهل است. وقتی تولید ناخالص داخلی افزایش می‌یابد و اقتصاد در مسیر رونق قرار می‌گیرد، خانواده‌ها و جوانان احساس امنیت بیشتری برای ازدواج دارند. درآمد پایدار، اشتغال قابل اتکا و امکان برنامه‌ریزی برای آینده، ازدواج را از یک ریسک بزرگ به تصمیمی قابل مدیریت تبدیل می‌کند. به همین دلیل، رشد اقتصادی نه فقط بر شاخص‌های کلان کشور، بلکه بر خصوصی‌ترین تصمیم‌های زندگی مردم نیز اثر می‌گذارد.
در مقابل، نابرابری درآمدی یکی از عوامل مهم کاهش تمایل به ازدواج است. افزایش ضریب جینی و شکاف طبقاتی باعث می‌شود بخش بزرگی از جوانان احساس کنند امکان ورود به زندگی مشترک را ندارند. وقتی فاصله میان درآمدها زیاد می‌شود، ازدواج برای گروهی از جامعه به امری دشوار، پرهزینه و حتی دست‌نیافتنی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، تشکیل خانواده نه از مسیر امید، بلکه از مسیر اضطراب و فشار اقتصادی دیده می‌شود.
نکته مهم‌تر این است که اثر تورم و بیکاری در کوتاه‌مدت و بلندمدت پیچیده است. پژوهش نشان می‌دهد که در کوتاه‌مدت، تورم و بیکاری ممکن است به دلیل افزایش هزینه‌های طلاق یا صرفه اقتصادی زندگی مشترک، ظاهراً اثر مثبتی بر شاخص تمایل به تأهل داشته باشند. یعنی برخی خانواده‌ها در شرایط سخت اقتصادی، به دلیل تقسیم هزینه‌ها یا دشواری جدایی، زندگی مشترک را حفظ می‌کنند. اما این به معنای سلامت خانواده نیست؛ زیرا تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و ناامنی شغلی در بلندمدت بنیان روانی و اقتصادی خانواده را فرسوده می‌کند.
به بیان ساده، وقتی جوانان نتوانند آینده خود را پیش‌بینی کنند، ازدواج به تعویق می‌افتد. اجاره‌خانه، هزینه مراسم، خرید وسایل اولیه، درمان، آموزش و هزینه‌های روزمره، همگی به موانعی تبدیل می‌شوند که تصمیم به ازدواج را دشوار می‌کنند. در چنین فضایی، حتی میل عاطفی و فرهنگی به تشکیل خانواده نیز زیر فشار اقتصاد قرار می‌گیرد.
این مقاله همچنین نشان می‌دهد که سرمایه انسانی و سطح تحصیلات نیز بر تمایل به تأهل اثرگذار است. تحصیلات می‌تواند کیفیت انتخاب و پایداری زندگی مشترک را افزایش دهد، اما اگر فرصت شغلی و درآمد متناسب با آن وجود نداشته باشد، خود به عاملی برای تأخیر در ازدواج تبدیل می‌شود. جوان تحصیل‌کرده‌ای که شغل مناسب ندارد، بیشتر از گذشته ازدواج را به آینده‌ای نامعلوم موکول می‌کند.
از این منظر، کاهش ازدواج را نمی‌توان فقط با توصیه‌های اخلاقی یا فرهنگی حل کرد. مسئله اصلی، فراهم کردن شرایط واقعی برای تشکیل خانواده است. سیاست‌گذاری در حوزه ازدواج باید از سطح وام‌های مقطعی و شعارهای حمایتی فراتر برود و به ریشه‌های اقتصادی مسئله بپردازد: کنترل تورم، ایجاد اشتغال پایدار، کاهش نابرابری، تأمین مسکن قابل دسترس و افزایش درآمد واقعی خانوار.
در واقع، خانواده در ایران امروز در نقطه برخورد اقتصاد و اجتماع قرار گرفته است. وقتی اقتصاد بی‌ثبات باشد، ازدواج هم بی‌ثبات می‌شود. وقتی جوانان امیدی به آینده شغلی و مالی نداشته باشند، تشکیل خانواده به تصمیمی پرخطر تبدیل می‌شود. بنابراین کاهش تمایل به ازدواج، نشانه‌ای از بحران عمیق‌تر در اعتماد اقتصادی و اجتماعی است.
در جمع‌بندی می‌توان گفت مقاله «بررسی و تحلیل اقتصادی متغیرهای کلان مؤثر بر شاخص تمایل به تأهل در ایران» نشان می‌دهد که ازدواج، بیش از آنکه فقط یک انتخاب فردی باشد، تحت تأثیر مستقیم شرایط کلان اقتصادی است. رشد اقتصادی و کاهش نابرابری می‌تواند تمایل به تأهل را تقویت کند، اما تورم مزمن، بیکاری، شکاف درآمدی و ناامنی آینده، خانواده را از همان نقطه آغاز با بحران روبه‌رو می‌کند.
به بیان روشن، مردم کمتر ازدواج نمی‌کنند چون خانواده را نمی‌خواهند؛ بسیاری از آنان کمتر ازدواج می‌کنند چون اقتصاد، امکان ساختن خانواده را برایشان دشوار کرده است. اگر سیاست‌گذار به دنبال افزایش ازدواج و تقویت خانواده است، باید پیش از هر چیز امید اقتصادی را به زندگی جوانان بازگرداند.


منبع:
گلدانی، م. و زعفرانچی، ل. س. (۱۴۰۱). بررسی و تحلیل اقتصادی متغیرهای کلان مؤثر بر شاخص تمایل به تأهل در ایران. فصلنامه علمی-پژوهشی زن و جامعه.