محیط زیست؛ قربانی خاموش برنامههای توسعه
لینک کپی شد
محیط زیست در ایران سالهاست در متن قوانین حضور دارد، اما در واقعیت زندگی مردم، اغلب در حاشیه مانده است. از آلودگی هوا و بحران آب تا فرسایش خاک، نابودی جنگلها، فرونشست زمین و کاهش کیفیت زندگی در شهرها و روستاها، همه نشان میدهد که توسعه در ایران گاهی بدون توجه کافی به ظرفیت طبیعت پیش رفته است. مسئله اصلی اینجاست که محیط زیست در برنامههای توسعه دیده شده، اما الزاماً جدی گرفته نشده است.
پژوهش گلدانی و امامی میبدی نشان میدهد که پس از تصویب اصل ۵۰ قانون اساسی، قوانین و مقررات زیستمحیطی وارد برنامههای پنجساله توسعه شد؛ اتفاقی که از نظر حقوقی یک نقطه عطف بود، اما در عرصه اجرا نتوانست پیامدهای مطلوب زیستمحیطی به همراه داشته باشد. به بیان دیگر، محیط زیست روی کاغذ رسمیت یافت، اما در میدان سیاستگذاری و اجرا همچنان قربانی اولویتهای اقتصادی، عمرانی و کوتاهمدت باقی ماند.
این مسئله، امروز بیش از گذشته قابل لمس است. وقتی توسعه بدون توجه به منابع آب، خاک، هوا و تنوع زیستی پیش میرود، نتیجه آن نه فقط تخریب طبیعت، بلکه تهدید مستقیم زندگی مردم است. بحران آب در استانهای مختلف، آلودگی هوای کلانشهرها، گردوغبار، نابودی تالابها و فشار بر کشاورزی، همگی نشانههایی هستند که نشان میدهند محیط زیست دیگر یک موضوع تزئینی یا حاشیهای نیست؛ بلکه به مسئله امنیت، سلامت، اقتصاد و عدالت اجتماعی تبدیل شده است.
بر اساس این پژوهش، برنامههای پنجساله توسعه بهعنوان مهمترین اسناد بالادستی کشور، باید محل اصلی پیوند میان توسعه و حفاظت از محیط زیست باشند. اما بررسی روند برنامهها نشان میدهد که توجه به محیط زیست بیشتر حالت قانونی و شعاری داشته و کمتر به سازوکارهای اجرایی، نظارتی و الزامآور تبدیل شده است. یعنی قانون وجود داشته، اما ضمانت اجرا، بودجه کافی، نظارت مؤثر و هماهنگی نهادی به اندازه لازم شکل نگرفته است.
نکته مهم اینجاست که توسعه اگر فقط با معیار رشد اقتصادی، ساختوساز، تولید و گسترش پروژههای عمرانی سنجیده شود، میتواند در بلندمدت به ضد خود تبدیل شود. سدسازی بدون ارزیابی دقیق، توسعه صنعتی بدون توجه به آلودگی، کشاورزی بدون مدیریت آب و شهرسازی بدون ظرفیت زیستمحیطی، در ظاهر نشانه پیشرفت است، اما در عمق خود بحران تولید میکند. چنین توسعهای ممکن است امروز آمار بسازد، اما فردا هزینههای سنگینتری به جامعه تحمیل میکند.
گلدانی و امامی میبدی در این مقاله با مرور برنامههای توسعه کشور و استفاده از روش دلفی، هفت موضوع اصلی و چالشبرانگیز در حوزه محیط زیست را مبنای بررسی قرار دادهاند و جایگاه آنها را در برنامههای اول تا پنجم توسعه تحلیل کردهاند. هدف اصلی پژوهش، سنجش این مسئله است که محیط زیست تا چه حد در نظام برنامهریزی کشور جدی گرفته شده و نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای آن در برنامه پنجم چه بوده است.
این نگاه برای ایران امروز بسیار مهم است. کشور با بحرانهای همزمانی روبهروست: فشار اقتصادی، کاهش منابع آبی، رشد مصرف انرژی، آلودگی شدید هوا و فرسایش سرمایه طبیعی. اگر برنامههای توسعه نتوانند میان رشد اقتصادی و پایداری محیط زیست تعادل برقرار کنند، نتیجه آن توسعهای ناپایدار خواهد بود؛ توسعهای که شاید در کوتاهمدت پروژه تولید کند، اما در بلندمدت زندگی، سلامت و امنیت مردم را تهدید میکند.
محیط زیست قربانی خاموش برنامههای توسعه است، چون تخریب آن معمولاً بیصدا آغاز میشود. خشک شدن تالاب، کاهش کیفیت خاک، افت سفرههای زیرزمینی و آلودگی هوا شاید در ابتدا شبیه یک بحران فوری سیاسی یا اقتصادی دیده نشود، اما اثر آن آرامآرام وارد سفره مردم، سلامت کودکان، مهاجرت روستاییان، هزینه درمان، امنیت غذایی و آینده نسلهای بعد میشود. این همان نقطهای است که محیط زیست از یک مسئله طبیعی به یک مسئله ملی تبدیل میشود.
از این منظر، راهحل فقط افزودن چند بند زیستمحیطی به برنامههای توسعه نیست. کشور نیازمند تغییر نگاه است. محیط زیست باید از حاشیه برنامهریزی به مرکز تصمیمگیری منتقل شود. هر پروژه عمرانی، صنعتی، کشاورزی و شهری باید پیش از اجرا از منظر اثرات زیستمحیطی، ظرفیت منابع و پیامدهای بلندمدت بررسی شود. همچنین دستگاههای اجرایی باید در برابر تخریب منابع طبیعی پاسخگو باشند و قوانین زیستمحیطی ضمانت اجرایی واقعی پیدا کنند.
در جمعبندی میتوان گفت، تجربه برنامههای پنجساله توسعه نشان میدهد که ایران از نظر قانونی محیط زیست را پذیرفته، اما در عمل هنوز آن را به یکی از ستونهای اصلی توسعه تبدیل نکرده است. تا زمانی که طبیعت فقط پس از اقتصاد دیده شود، بحرانهای زیستمحیطی ادامه پیدا میکند. توسعه واقعی زمانی آغاز میشود که آب، خاک، هوا و سلامت مردم نه مانع پیشرفت، بلکه شرط اصلی پیشرفت تلقی شوند.
به بیان روشن، محیط زیست هزینه اضافی توسعه نیست؛ پایه زنده ماندن توسعه است. اگر برنامههای آینده کشور این حقیقت را جدی نگیرند، توسعه ایرانی نهتنها پایدار نخواهد بود، بلکه خود به تولیدکننده بحرانهای تازه تبدیل میشود.
منبع:
گلدانی، مهدی و امامی میبدی، علی، ۱۳۹۴، جایگاه محیط زیست در برنامههای پنجساله توسعه از منظر هفت عنوان منتخب، مجلس و راهبرد، دوره ۲۲، شماره ۸۲، صص. ۲۹۷–۳۳۶.
پژوهش گلدانی و امامی میبدی نشان میدهد که پس از تصویب اصل ۵۰ قانون اساسی، قوانین و مقررات زیستمحیطی وارد برنامههای پنجساله توسعه شد؛ اتفاقی که از نظر حقوقی یک نقطه عطف بود، اما در عرصه اجرا نتوانست پیامدهای مطلوب زیستمحیطی به همراه داشته باشد. به بیان دیگر، محیط زیست روی کاغذ رسمیت یافت، اما در میدان سیاستگذاری و اجرا همچنان قربانی اولویتهای اقتصادی، عمرانی و کوتاهمدت باقی ماند.
این مسئله، امروز بیش از گذشته قابل لمس است. وقتی توسعه بدون توجه به منابع آب، خاک، هوا و تنوع زیستی پیش میرود، نتیجه آن نه فقط تخریب طبیعت، بلکه تهدید مستقیم زندگی مردم است. بحران آب در استانهای مختلف، آلودگی هوای کلانشهرها، گردوغبار، نابودی تالابها و فشار بر کشاورزی، همگی نشانههایی هستند که نشان میدهند محیط زیست دیگر یک موضوع تزئینی یا حاشیهای نیست؛ بلکه به مسئله امنیت، سلامت، اقتصاد و عدالت اجتماعی تبدیل شده است.
بر اساس این پژوهش، برنامههای پنجساله توسعه بهعنوان مهمترین اسناد بالادستی کشور، باید محل اصلی پیوند میان توسعه و حفاظت از محیط زیست باشند. اما بررسی روند برنامهها نشان میدهد که توجه به محیط زیست بیشتر حالت قانونی و شعاری داشته و کمتر به سازوکارهای اجرایی، نظارتی و الزامآور تبدیل شده است. یعنی قانون وجود داشته، اما ضمانت اجرا، بودجه کافی، نظارت مؤثر و هماهنگی نهادی به اندازه لازم شکل نگرفته است.
نکته مهم اینجاست که توسعه اگر فقط با معیار رشد اقتصادی، ساختوساز، تولید و گسترش پروژههای عمرانی سنجیده شود، میتواند در بلندمدت به ضد خود تبدیل شود. سدسازی بدون ارزیابی دقیق، توسعه صنعتی بدون توجه به آلودگی، کشاورزی بدون مدیریت آب و شهرسازی بدون ظرفیت زیستمحیطی، در ظاهر نشانه پیشرفت است، اما در عمق خود بحران تولید میکند. چنین توسعهای ممکن است امروز آمار بسازد، اما فردا هزینههای سنگینتری به جامعه تحمیل میکند.
گلدانی و امامی میبدی در این مقاله با مرور برنامههای توسعه کشور و استفاده از روش دلفی، هفت موضوع اصلی و چالشبرانگیز در حوزه محیط زیست را مبنای بررسی قرار دادهاند و جایگاه آنها را در برنامههای اول تا پنجم توسعه تحلیل کردهاند. هدف اصلی پژوهش، سنجش این مسئله است که محیط زیست تا چه حد در نظام برنامهریزی کشور جدی گرفته شده و نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای آن در برنامه پنجم چه بوده است.
این نگاه برای ایران امروز بسیار مهم است. کشور با بحرانهای همزمانی روبهروست: فشار اقتصادی، کاهش منابع آبی، رشد مصرف انرژی، آلودگی شدید هوا و فرسایش سرمایه طبیعی. اگر برنامههای توسعه نتوانند میان رشد اقتصادی و پایداری محیط زیست تعادل برقرار کنند، نتیجه آن توسعهای ناپایدار خواهد بود؛ توسعهای که شاید در کوتاهمدت پروژه تولید کند، اما در بلندمدت زندگی، سلامت و امنیت مردم را تهدید میکند.
محیط زیست قربانی خاموش برنامههای توسعه است، چون تخریب آن معمولاً بیصدا آغاز میشود. خشک شدن تالاب، کاهش کیفیت خاک، افت سفرههای زیرزمینی و آلودگی هوا شاید در ابتدا شبیه یک بحران فوری سیاسی یا اقتصادی دیده نشود، اما اثر آن آرامآرام وارد سفره مردم، سلامت کودکان، مهاجرت روستاییان، هزینه درمان، امنیت غذایی و آینده نسلهای بعد میشود. این همان نقطهای است که محیط زیست از یک مسئله طبیعی به یک مسئله ملی تبدیل میشود.
از این منظر، راهحل فقط افزودن چند بند زیستمحیطی به برنامههای توسعه نیست. کشور نیازمند تغییر نگاه است. محیط زیست باید از حاشیه برنامهریزی به مرکز تصمیمگیری منتقل شود. هر پروژه عمرانی، صنعتی، کشاورزی و شهری باید پیش از اجرا از منظر اثرات زیستمحیطی، ظرفیت منابع و پیامدهای بلندمدت بررسی شود. همچنین دستگاههای اجرایی باید در برابر تخریب منابع طبیعی پاسخگو باشند و قوانین زیستمحیطی ضمانت اجرایی واقعی پیدا کنند.
در جمعبندی میتوان گفت، تجربه برنامههای پنجساله توسعه نشان میدهد که ایران از نظر قانونی محیط زیست را پذیرفته، اما در عمل هنوز آن را به یکی از ستونهای اصلی توسعه تبدیل نکرده است. تا زمانی که طبیعت فقط پس از اقتصاد دیده شود، بحرانهای زیستمحیطی ادامه پیدا میکند. توسعه واقعی زمانی آغاز میشود که آب، خاک، هوا و سلامت مردم نه مانع پیشرفت، بلکه شرط اصلی پیشرفت تلقی شوند.
به بیان روشن، محیط زیست هزینه اضافی توسعه نیست؛ پایه زنده ماندن توسعه است. اگر برنامههای آینده کشور این حقیقت را جدی نگیرند، توسعه ایرانی نهتنها پایدار نخواهد بود، بلکه خود به تولیدکننده بحرانهای تازه تبدیل میشود.
منبع:
گلدانی، مهدی و امامی میبدی، علی، ۱۳۹۴، جایگاه محیط زیست در برنامههای پنجساله توسعه از منظر هفت عنوان منتخب، مجلس و راهبرد، دوره ۲۲، شماره ۸۲، صص. ۲۹۷–۳۳۶.